96خداوند به نفس آدمى آنچه كه موجب پليدى يا پرهيزكارى اش هست الهام كرد.
محمد بن صالح العثيمين از علماى معاصر سلفيه در شرح عقيدۀ السفارينيه آورده است: «وقتى خداوند سخن از وحى به غير پيامبران مى گويد، مراد وحى الهام است. پس معناى
«وَأَوْحَيْنَا إلَي أُمِّ مُوسَي. . . أى ألهمناها. . .» ، 1يعنى حقيقتى را به او فهمانديم و او هم بر اساس آن الهام ربانى عمل كرد.
نتيجه اينكه علماى سلفيه وحى و الهام را به عنوان منبع معرفتى و آگاهىبخش مى پذيرند و در اين باب اختلافى بين علماى دينى نيست.
5. معرفت نقلى:
روش نقلى، مهمترين روش شناخت نزد سلفيان است و مهمترين منابع آنان در اين راستا كتاب خدا، سنت پيامبر و سنت سلف صالح است.
مراد از معرفت نقلى، معرفتهايى است كه از طريق درك قرآن و سنت نبوى و سنت سلف كسب مى شود كه با توجه به اهميتِ اين روشِ معرفتى نزد سلفيه و اهميت منابع آن، هر كدام به طور مستقل بحث شود.
5- 1. كتاب (قرآن) :
يكى از مهمترين منابع معرفتى مسلمانان؛ به ويژه سلفيه، قرآن كريم است.
احمد بن حنبل در شأن جايگاه قرآن مى نويسد: از شما مى خواهم كه چيزى را بر قرآن ترجيح ندهيد؛ زيرا كلام خداست و چيزى است كه خدا به واسطه آن با بندگانش سخن گفته است. 2
ابن تيميه در جايگاه قرآن مى نويسد:
«هو حبل اللّه المتين، والذكر الحكيم، والصراط المستقيم. . . ولا تنقضي عجائبه، ولا يشبع منه العلماء، من قال به صدق، ومن عمل به أجر. . .» ؛ 3«قرآن ريسمان محكم الهى و بيان خداى حكيم و صراط مستقيم اوست. . . شگفتى هايش پايان نپذيرد و علما از آن سيراب نگردند، هر كس با قرآن سخن گويد، راست گفته و هر كس به قرآن عمل كند پاداش گيرد.»
و به بيان مصطفى حلمى، از پرتوهاى روش ابن تيميه، بسنده كردنِ او به قرآن و سنت است و از نظر او قرآن و سنت براى آنچه كه انسان در معرفت دينش و تنظيم زندگى دنيايش نيازمند است كافى