89گوينده را ببيند آنگونه كه موسى عليهالسلام از درختى [در وادى مقدس طوى]، يا از فضا در كوه طور شنيد.
سؤال اينجاست كه آيا با گوش مادى مى شنود يا با گوش جان؟ آيا آنجا كه خداى تعالى با موسى عليهالسلام سخن گفت، اگر فردِ ديگرى هم بود، كلام خدا را مى شنيد يا تنها سامعۀ نبوى است كه مى تواند سخن خدا را بشنود؟ اگر بخواهيم بر اساس مبانى ظاهرگرايانۀ سلفيه سخن بگوييم بايد گفت گوش مادى او كلام الهى را شنيد همانگونه كه سخن ديگر آدميان را مى شنيد.
به هر حال، شك نيست كه يكى از راه هاى معرفت آدمى شناخت سمعى است، اما بحث اين است كه ابزار اين معرفت تنها به گوش مادى محدود مى شود يا گوش جان لازم است تا كلام خدا را بشنود؟ خداى سبحان در مورد كفار مى فرمايد: وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا 1براى آن ها گوشهايى است كه با آن نمى شنوند. مراد اين نيست كه گوش مادى آنها كر است بلكه گوش جانشان كه به واسطۀ آن بايد حقايق الهى را درك كنند كر است. پس اينكه خداى سبحان به حضرت موسى عليهالسلام مى فرمايد: «فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى» ، يعنى پيام الهى را دريافت كن.
نتيجه اين كه شناخت حسّى، به ويژه به واسطۀ سمع و بصر، نزد سلفيه بسيار مهم است؛ زيرا به يك اعتبار تمام معرفتهاى نقلى به معرفت سمعى و بصرى برمى گردد و از سوى ديگر چون معرفت عقلى در نزد سلفيه در مسائل الهياتى مستقلاً منبع معرفت نيست، معرفت سمعى و بصرى اهميت بيشترى مى يابد.
نتيجۀ سخن اين كه از نگاه سلفيه معرفت حسى، هم در شناخت حقايق طبيعى و هم در شناخت حقايق فراطبيعى معتبر است؛ مثلاً خداى سبحان در آخرت و براى برخى در دنيا با همين چشم ديده مى شود و سخن خداى تعالى هم با اين گوش حسى در دنيا شنيده مى شود.
نقد دقيق اين ديدگاه ها بر بررسى ديدگاه هاى هستى شناختى سلفىها در الهيات مبتنى است كه در جاى خودش بحث خواهد شد.
2. معرفت عقلى:
عقل، از مهمترين منابع معرفت است. دربارۀ جايگاه عقل در معرفت، ميان متفكران اختلاف نظر فراوان وجود دارد. متكلمان و اصحاب فِرَق و ملل نيز ديدگاه هاى متفاوتى دربارۀ جايگاه عقل در