84
بررسى تطبيقى مبانى انديشه سلفيه (2) /على الله بداشتى
مقدمه
انسان در فطرت خويش موجودى معرفتدوست و حقيقتجو است. هر چيزى كه تصويرى در چشمش مى اندازد و هر صدايى كه گوشش را مى نوازد و هر بويى كه به شامهاش مى رسد و. . . دوست دارد نسبت به آنچه كه به واسطۀ اين حواس، در صفحۀ ذهنش نقش بسته است بپرسد تا آن ها را بشناسد. اين حس فطرى حقيقتجويى آدمى است كه كاخ علم و تمدّن بشرى را برپا ساخته است، بعدها متفكران شاكلۀ معرفت آدمى را مورد سؤال قرار داده و در پاسخ به آن به تأمل پرداخته اند و سؤالاتى در اين راستا طرح كردهاند:
1. حقيقت معرفت چيست؟
2. آيا معرفت، حقيقت اشياى ممكن است؟
3. به فرض امكان، روشهاى كسب معرفت، منابع و ابزارهاى آن كدام اند؟
4. انسان چگونه به اين باور مى رسد كه حقايقى فراتر از آنچه با حواس پنجگانه درك مى كنيم، وجود دارند؟