169
بر قلّۀ مناسك
پيامبر خداصلى الله عليه وآله وسلم مى فرمايد:
«أَنْسَكُ النَّاسِ نُسُكاً، أَنْصَحُهُمْ جَيْباً وَ أَسْلَمُهُمْ قَلْباً لِجَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ» ؛
1
«عبادت كننده ترين مردم، نسبت به تمامى مسلمانان، كسى است كه خيرخواه تر و دل پاك تر باشد.»
و امام اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
«مِنَ السَّعَادَةِ التَّوْفِيقُ لِصَالِحِ الأَعْمَال » ؛ 2«توفيق در انجام كارهاى شايسته و نيكو، از سعادت و خوشبختى است.»
اكنون مطالب خود را در دو بخش سامان مى دهيم: بخش نخست: ملاحظات و روابط پزشك با روحانى و مدير كاروان و بخش دوم: چگونگى برخورد پزشك با زائران.
بخش اول: با روحانى و مدير كاروان
1. جايگاه رفيع پزشك
هم اكنون معمولاً پزشك، در رديف يكى از عوامل كاروان و زير مجموعۀ مدير است و به بيانى، مديريت دو پايه دارد: مدير و روحانى، در نتيجه، پزشك، منتخب مدير و تحت امر او و به ناچار، هماهنگ با او است.
پيشنهاد اين است كه از نظر منزلت و جايگاه؛ مديريّت مثلث باشد و پزشك هم در اين منظومه، مهم، ذى نفوذ و اثرگذار و در واقع يك پايه منظور شود و راهكار آن هم اين است: همان طور كه الآن روحانى كاروان زير نظر بعثه فعاليت مى كند و تحت فرمان مدير كاروان و از عوامل مدير نيست، پزشك هم زير نظر هيأت پزشكى حج فعاليت كند و از عوامل و خدمۀ مدير و تحت فرمان مدير نباشد و نقش او بارزتر از وضع كنونى باشد. به ياد دارم مدير كاروانى در مكه، در حضور ديگران و پزشك - هر چند به شوخى - مى گفت:
«من پزشك كاروان تعيين مى كنم، من تو دهنِ اين پزشك مى زنم!»
نتيجۀ اين پيشنهاد آن است كه هر كاروانى سه ركن داشته باشد: روحانى، مدير و پزشك و هر يك از آنان، مستقل از يكديگر و مددكار هم باشند.
راه كار ارج نهادن به پزشك، نكته اى است كه جا دارد جداگانه بررسى گردد؛ مثل اين كه او هم نسبت