160
مشروعيت مرثيه و سوگوارى بر درگذشتگان
در بخش پيش، مشروعيت اصل گريه و تعزيه بر درگذشتگان مورد بحث و بررسى قرار گرفت. گريه احساس شخصى است كه براى هر فرد به تنهايى مطرح است. اما در اين بخش، سخن از مرثيه است؛ يعنى آنچه كه حزن و اندوه را تهييج و تحريك كند، با نظم يا نثر و يا چيز ديگر.
مرثيه، برانگيختن ديگرى است، با استفاده از مهارت هايى كه گريه و زارى و اندوه را بر درگذشتگان باعث مى گردد. بى شك مرثيه نيز مانند گريه بر مردگان مؤمن جايز است؛ زيرا:
1. اصل در اينگونه اعمال، بر جواز است.
2. دليلى بر خلاف اين جواز نيست.
بلكه در سيرۀ عملى و گفتارى انبيا، خاتم پيامبران صلى الله عليه وآله وسلم، اهل بيت عليهمالسلام، صحابه و. . . نمودهايى از آن يافت مى شود.
حضرت آدم عليهالسلام براى فرزندش هابيل مرثيه خواند. پس از حضرت آدم، اين سنّت در زندگى آدميزاد، تاكنون ادامه يافته و كسى منكر آن نشده است.
ليكن در شرح صحيح بخارى مى خوانيم:
«جماعتى تفصيل قائل شده، گفته اند: آنچه مشتمل بر مدح مرده و بيان محاسن او باشد كه حزن را تحريك و بيتابى را بيشتر كند، حرام است اما غير اين جايز است. حق اين است كه اينگونه مرثيه نيز مباح است، مگر شامل باطلى گردد؛ زيرا دليلى بر حرمت آن نيست و نهيى كه گمان كرده اند از آن كراهت استفاده مى شود، ربطى به موضوع بحث ما ندارد. اضافه بر اين كه نهى در اينجا صحيح نيست.» 1
پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم نيز با وجود فراوانى موارد مرثيه در ميان اصحاب كه در ستايش اخلاق و افعال اموات هم بود، آن را تأييد كرده است.
«اينگونه مرثيه ها در كتاب هاى تاريخى و روايى وجود دارد، چنانكه دربارۀ حضرت حمزه سيدالشّهدا، عثمان بن مظعون، سعد بن معاذ، شماس بن عثمان بن الشريد، وليد بن مغيره، ابو خراش الهذلى، إياس ابن بكير الليثى، عاتِكَۀ بنتُ زَيْد بنِ عَمْرِو بن نُفَيْل و غير ايشان، مراثى بسيار نقل كرده اند. شرح احوال جعفربن ابى طالب، ابى زيد الطائى، ابى سنان بن حريث المخزونى و بسيارى از صحابه ديگركه اگر تتبّع شود، بسيارند و قابل ملاحظه. مراثى فراوان كه شامل تهييج حزن و تجديد بيتابى مى شوند. البته