1521. گريه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پس از فوت حضرت ابوطالب، عمو و پشتوانۀ او.
2. گريه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به هنگام شهادت حضرت حمزه سيد الشهدا.
ابن مسعود بنابر نقل اهل سنّت مى نويسد:
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را نديدم گريان تر از روزى كه حمزه شهيد شد. جسم وى را در قبله گذارد و بر جنازه ا ش ايستاد و چنان گريه سر داد كه غش كرد و فرياد مى زد:
«يا عمّ رسول اللّه، يا حمزة! يا أسد اللّه وأسد رسوله، يا حمزة! يا فاعل الخيرات، يا حمزة! يا كاشف الكربات، يا حمزة! يا ذابّ عن وجه رسول الله» 1
سيره نگاران، اين نوحه و ناله را به طور كامل نقل كرده اند؛ در كتاب «الإستيعاب» و ديگر آثار تاريخى مى خوانيم:
«چون پيامبرخدا صلى الله عليه وآله وسلم حضرت حمزه را شهيد ديدند، گريستند ولى وقتى او را مُثله شده يافتند، بانگ برآوردند! هرگاه عمّه اش صفيه گريه مى كرد، پيامبر مى گريستند و چون او ناله سر مى داد، هِق هِق گريۀ پيامبر بلند مى شد و گفته اند: چون حضرت فاطمه عليهاالسلام گريه مى كرد، پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مى گريستند.» 2
مرحوم سيد شرف الدّين نتيجه مى گيرد:
«اين گريه حجّتى است براى جواز گريه بر ميت، هم از آن روى كه خود پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم گريه كردند و هم گريه صفيه و حضرت زهرا - سلام الله عليها - را تأييد كردند. چنانكه گريۀ حضرت زهرا - سلام الله عليها - خود حجّت تمامى است بر جواز گريه براى ميت. ضمن اينكه از محاسن و فضائل عمويش گفت و اندوه را تحريك، گريه و زارى را باعث شد.» 3
3. هنگامى كه پسر عمويش جعفر بن ابوطالب و ديگر فرماندهانش، زيد بن حارثه و عبد الله بن رواحه در جنگ «مؤته» شهيد شدند.
منابع اهل سنّت مى نويسند:
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم براى جعفر و زيد، شيون سرداد. اشكش روان شد و ندبه كرد:
«أخواى و مونساى و محدثاى» . 4
4. روزى كه فرزندش ابراهيم از دنيا رفت، گريه كرد. عبدالرحمان بن عوف عرض كرد: شما ديگر