151مقدمه بحث اشاره مى كنيم:
اصل عملى اقتضا دارد به جواز:
1. گريه كردن بر هر درگذشته از مؤمنان در هر مقام دينى، علمى و اجتماعى كه باشد.
2. سوگوارى و عزادارى با نظم و نوحه بر درگذشتگان.
3. بازخوانى صفات عالى، محسّنات و مصائب وارده بر ايشان.
4. نشست ها و تشكيل محفل هاى اندوه براى آنان.
5. خيرات كردن از جانب اموات.
هيچ دليلى بر خلاف اصل عملى جواز نيست، بلكه سيرۀ قطعى و ادلّۀ لفظى، به طور مسلّم بر جواز آن دلالت دارند. حتّى برخى از اين ادلّه، افزون بر جواز، به استحباب تعزيه براى اموات مؤمنين تأكيد كرده ا ند؛ به ويژه اگر ميت اهل كمالات، امتيازات و آثار سودمند باشد.
اينگونه نكوداشت ها مطابق اصول فرهنگى، تمدن و پيشرفت است؛ زيرا امتياز قائل شدن براى شايستگان، باعث بزرگداشت امثال ايشان گشته و حقوق شان ادا مى شود. ديگران بر پيمودن راه آنان تشويق مى شوند. بازخوانى سرگذشت صالحين باعث مى شود كه مردم از آن ها پيروى كنند.
از اين رو، يادآورى مصائبى كه معصومين عليهمالسلام در راه مصالح امّت ديده اند، روح ايمان و هدايت را بر مى انگيزاند و دل ها را متوجه ايشان مى كند. 1
مرحوم سيد شرف الدّين، با استناد به منابع اهل سنّت و ادلّۀ مورد قبول ايشان، مشروعيت گريه بر درگذشتگان را اثبات مى كند و در رد كسانى كه گريه بر اموات را جايز نمى دانند و آن را بدعت و حرام مى شمارند، سنّت مسلّم پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را از چند جهت مورد استفاده قرار مى دهد:
*سيرۀ عملى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم
سيد شرف الدّين مى نويسد:
«شكى وجود ندارد كه گريه بر اموات مؤمنان، به دليل سيرۀ عملى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم جايز است و اين سيره به صورت متواتر (بسيار فراوان) و در موارد بسيارى ثابت و مسلّم است: