90مىخوردند. نان فروشها، نانها را زير عباشان قايم مىكردند و دو دستى روىنان افتاده بودند، فرياد مىكردند خُبُز، خُبُز.
فرّاشها با چوب روبروى خُبُز فروش ايستاده و الاّ دقيقهاى آن چه خوردنى بود مىخوردند.
يك ساعت از شب رفته، «زامل» پسر عموى طالار [طلال] وزيرش آمد كه از آنها كه آن جا چادر داشتند، در برگشتن، ده يك باقى نمانده بود، تمام مرده بودند.
زامل آمد ديدن بنده منزل، چاى و شيرينى خورده، قليان كشيده و رفت، بسيار متعارف بود. حرفش اين بود، همين كه تو نوكر و چاكر پادشاه جهان پناه - روحى فداه - هستى، ما هم هستيم. بسيار اظهار شكرگزارى كرد. بعد از آن، جار كشيدند كه موعود گشته است. بايد شب و روز راه رفت هر كس بار زيادى دارد بگذارد در جبل. مردم هر كس بار زيادى داشت در جبل سپرد، در جبل بسيار گرانى، نان بربرى ششهزار، آن هم بسيار بد كه نمىشد بخورى. 1
نجم الملك نيز كه در سال 1296 مشرف شده، در بازگشت از راه جبل آمده و گوشهاى از سختگيرى امير محمد و نمايندۀ وى عبدالرحمان را نسبت به حجاج ايرانى بيان كرده است:
رسم محمد امير جبل اين است كه همه ساله قبل از موسم حجاج، شخصى را مثل عبدالرحمان يا قنبر غلامش مىفرستند به نجف اشرف، تا در پنجم ذىقعده حجاج را حركت دهد و در چهارم ذيحجه وارد مكۀ معظمه نمايد و نظر به آن كه از ميان عشاير مختلفه وحشىتر از خودشان، بايد به سلامت عبور دهد و به همگى تعارفات بدهد، از هر نفر شتر سوار به عنوان اخوّه، مبلغ پانزده تومان تخميناً مىگيرد و اعراب را مطلقاً اخوّه نصف مىگيرد و پيادگان حجاج، از قديم معاف بودهاند و مدينۀ طيّبه اگرچه در كنار راه است، وقت رفتن به آنجا نمىبرند، محض آن كه ناچار از اين راه مراجعت كنند و در مراجعت به مدينه مىبرد و از خاك نجد عبور مىدهد و به نجف وارد مىسازد. گاه در اربعين و اغلب تا اواخر صفر و از همان قرار باز اخوّه مىگيرد. ولى بر سر اين قراردادها نمىايستد.
همه ساله پيادگان بيچاره را دست درازى مىكنند؛ از جمله در اين سال، رسم عبدالرحمان بر اين بود كه در هر منزل، جمعى از پيادگان را به دلالت و محصلى حاجى حمودى نجفى مىطلبيد و حكم مىداد چند نفر از اعراب اَشَدُّ كُفْراً وَنِفاقاً، با چماقهاى قوى بر سر هر