169
ب: شناخت اجمالى اماميه:
شيعيان اماميه كه اختصاراً «اماميه» ناميده مىشوند، از ابعاد گوناگون كلامى، سياسى و فقهى قابل بررسى است كه در حد مجال اين مقال از نگاه كلامى بدان مىپردازيم:
1. معناشناسى شيعۀ اماميه
براى شناخت شيعۀ اماميه لازم است معناى لغوى و اصطلاحى آن بررسى شود:
1/ 1. اماميه در لغت:
اماميه مصدر صناعى از امام است كه با اضافه شدن ياى نسبت درست مىشود و امام در لغت به معناى پيشوا و پيشرو، الگو، مقتدا و. . . است. راغب مىنويسد: «الإمام (عليهم السّلام) المؤتمُّ به إنساناً كأنّ يقتدي بقوله أو فعله أو كتاباً أو غير ذلك محقاً كان أو مبطلاً» ؛ «امام چيزى است كه به او اقتدا مىشود؛ خواه انسانى باشد كه به سخنش يا عملش اقتدا شود يا كتاب يا غير آنها؛ خواه حق باشد يا باطل. 1
1/ 2. اماميه در اصطلاح:
اماميه يكى از شاخههاى اصلى شيعه است كه معتقدند امت اسلامى در سير و سلوك اجتماعى و فردى و معنوى خويش نيازمند به پيشوا و الگويى معصوم و منصوب از جانب خداست تا ميزان افكار و اعمال او جهت حركت در صراط مستقيم الى الله باشد.
محمد بن جرير طبرى از علماى متقدم مىنويسد:
امامت امتداد درست و ضرورى نبوت و دژ محكم و حصار و پايههاى استوار دين است، دين استوار نمىماند مگر به واسطۀ امامت و آن رهبرى عالى [امت] در امور دين و دنيا و ولايت عمومى بر همۀ امت 2و قيام به امورشان است. 3
علامه طباطبايى از علماى معاصر معتقد است كه:
«امام انسان معصومى است كه به آن درجه از يقين رسيده است كه عالم ملكوت براى او آشكار است و به امر ملكوتى همراهانش را هدايت مىكند تا او را به مطلوبش برساند؛ يعنى در معناى امامت هدايت و ايصال إلى المطلوب نهفته است و صرفاً ارائۀ طريق نيست بلكه امامت به گونهاى ولايت بر مردم در اعمالشان است.» 4