170تا آنان را به صراط مستقيمى كه غايتش لقاء الهى است برساند و از لوازم رسيدن به اين غايت متعالى ايجاد جامعه عدالتمحور و تربيت انسانهاى خدامحور در حيات فردى و اجتماعى است.
شيعه در لغت به معناى پيروان و ياران 1و جمع آن شيعيان است. قرآن كريم حضرت ابراهيم را شيعۀ نوح مىداند؛ «وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لإِبْراهيم» . 2
1/ 3. شيعه در اصطلاح كلامى:
مسلمانانى هستند كه به امامت على (ع) بر اساس نصب الهى و معرفى پيامبر در واقعۀ غديرخم و غير آن معتقدند. شيخ مفيد مىنويسد: شيعه در مفهوم خاص آن، به پيروان اميرمؤمنان گويند كه دوستان او هستند و به امامت بلافصل او بعد از پيامبر (ص) اعتقاد دارند و خلافت غير او را نفى مىكنند و. . . . 3
1/ 4. واژۀ شيعه و تشيع از نظر تاريخى:
شيعه، واژهاى است كه از زمان پيامبرخدا (ص) در مورد على (ع) و دوستان و پيروانش رايج گشته است؛ چنانكه از پيامبر گرامى اسلام گزارش شده كه در تفسير آيۀ شريفۀ (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّة) 4فرمودند:
«هُمْ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ يَا عَلِي» يعنى اى على، شما هستيد مصداق كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و آنان بهترين انسانها هستند.» 5
نكتۀ ديگر اينكه در همان صدر اسلام برخى از صحابه؛ مانند سلمان فارسى، ابوذر غفارى، مقداد، عمار ياسر، حذيفة بن يمان و ابوسعيد خدرى و ديگران به عنوان شيعيان على شناخته شده بودند و به طور كلى دوستى با على معيار و مقياسى بين جدايى مؤمن از منافق بود. 6
2. پيدايش شيعه و تحولات آن:
مكتب تشيع در تاريخ اسلام، با اختلاف در مسألۀ امامت آغاز مىشود؛ چرا كه مسلمانان علىرغم معرفى على (ع) در غديرخم توسط پيامبر گرامى اسلام، بعد از رحلت آن حضرت، در سقيفۀ بنىساعده در مدينه جمع شدند و بعد از مشاجرات پيش آمده بين مهاجرين با انصار، سرانجام ابوبكر را به منصب خلافت پيامبر نشاندند و از مردم براى خلافت وى بيعت خواستند. در اين ميان برخى از بزرگان صحابه؛ مانند سلمان، ابوذر، مقداد و ديگران از بيعت با ابوبكر سر باز زدند و از خلافت على (ع) حمايت كردند. شهرستانى