159ثالثاً: بعد از رحلت پيامبرخدا (ص) در ميان صحابه اختلافهاى زيادى رخ داد، كدام يك از آنها بر صراط مستقيم بودهاند كه بتوانند براى ما الگو و اسوۀ حسنه باشند؟ آيا على بن ابىطالب را اسوه قرار دهيم به عنوان صحابى پيامبر و مصداق راستين سلف صالح يا معاوية بن ابوسفيان را كه براى حاكميت خويش در شام از طاعت خليفۀ بر حق مسلمين سرباز زد و طغيان نموده، مصداق حديث «فئه باغيه» 1را از آنِ خود كرد؟
پس ابتدا لازم است بدانيم ملاك صحابى و تابعى بودن چيست؟ آيا همۀ صحابه و تابعين از جهت علم، ايمان، تقوا و جهاد، كه ميزان برترى و فضيلتاند، در يك سطح بودهاند؟ اگر برخى افضل بودند، چه كسى از ميان آنها شايستگى الگو بودن را دارد؟
رابعاً: قرآن كريم با صراحت، پيامبر گرامى اسلام 2و انبياى سلف؛ مانند ابراهيم (ع) و ياران او 3را الگوى مسلمانان قرار داده است، اما آيا آيهاى براى الگو بودن صحابه و تابعين و پيروان آنها نازل شده يا روايت متواترى بر الگو بودن آنها رسيده است كه اقتداى به آنها ما را عندالله معذور بدارد؟
در مورد تمسك به قرآن كه ثقل اكبر است و اهلبيت پيامبركه ثقل اصغر هستند، رواياتى مانند
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي» ، 4«أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي» 5آمده است، اما در باب الگو بودن همۀ كسانى كه صحابه و تابعين معرفى شدهاند، چند روايت وجود دارد؟
به فرض صحت همۀ اينها در تعريف صحابه و مصاديق آن نيز اختلاف است، چنان كه ابن اثير صاحب «اسد الغابه فى معرفة الصحابه» مىنويسد: «علما در اينكه صحابه چه كسانى هستند، اختلاف كردهاند (مثلاً) كسى را بعضى جزو صحابه دانسته و بعضى ديگر نفى كردند. . .» . 6وى كسانى را جزو صحابه مىشمارد كه ايمان به خدا آوردند و ايمانشان را به شرك نيالودند و پيامبرخدا را مشاهده كردند و از مهاجرين يا انصار بودند و. . .
اما چه كسانى تا آخر بر ايمانشان استقامت ورزيدند و هرگز به هيچيك از انواع شرك نظرى يا شرك عملى آلوده نشدند و مصداق آيۀ شريفۀ (الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون) ؛ 7هستند، محل اختلاف است. ترمذى در سنن خويش از عبدالرحمان بن عوف نقل مىكند كه پيامبر (ص) افراد زير را اهل بهشت دانستهاند؛ ابوبكر، عمر، عثمان، على بن ابيطالب و نيز طلحه، زبير، سعد بن ابىوقاص، سعيد بن زيد، عبدالرحمان بن عوف و ابوعبيدة بن جراح. 8همچنين ابن