111و تعهد كرده است كه حجاج را سالم برده و بازگرداند.
*سند اول، در بارۀ رفتن محمد على شيرازى به رياض
نمره 596، هفت جمادى الأولى 1279
تصدقت شوم حجاج بيت الله الحرام الحمد لله تعالى به مرافقت سلامت مراجعت كرده تا نجف اشرف و كربلاى معلى رسيدهاند. هنوز به بغداد نرسيدهاند كه تفصيل ذهاب و اياب و اقامت مكه مكرمه و مدينه منوره را رسيده و محققا عرض نمايم. ولكن از حملهدارها بعضى آمدهاند و به طورهاى مختلف، مذكور ميدارند كه گويا در بلدۀ طيبۀ مدينه - زادها الله شرفاً و تعظيماً - اعراب حرب حجاج را به محاصره انداخته نگذاشتهاند بيرون بيايند. خاوه را گرفتهاند، قدر آن را هر كدام به طرزى مذكور مينمايند. حرف آنها مطابق يكديگر و موافق عقل نيست كه عرض شود. بعد از تصريح و تعيين به هر طور بوده باشد معروض خواهم داشت. شيخ عبدالعزيز گماشته ابن سعود و حاجى ميرزا محمد على از جانب كارپرداز خانه مباركه مأمور به امور حاج بود. با حجاج نيامدهاند از قرارى كه مذكور ميدارند، ابن سعود كيفيت پريشانى حجاج را شنيده با شيخ عبدالعزيز در مقام خطاب و عتاب بودهاند، مىگويند او فرار نموده، معلوم نيست نزد ابن سعود رفته است يا جاى ديگر فرار كرده است. ابن سعود به طورى كه مىگويند نوشته بوده است كه حاجى ميرزا محمد على و چند نفر از معقولين حجاج نزد او بروند و كيفيت را از آنها تحقيق نمايد. از حجاج كسى نرفته است. حاجى ميرزا محمد على بعد از رساندن حاج به بريده كه نسبت به آن طرفها امن است، خودش به رياض نزد ابن سعود رفته است كه بلكه تواند قرارى بگذارد، اما تعدى بر حجاج معلوم نيست كه چقدر و در كجا شده است. اگر به طورى كه ميگويند در شهر مدينه شده باشد، در حقيقت ايراد بر حكومت آنجاست. حرب، «شعيب، شيخ زاده [؟]» كليددار حضرت سيد المرسلين - صلّى الله عليه و آله - خيلى كشتهاند و در خود مدينه تعديات زياد كردهاند. قرار شيخ عبدالعزيز اين بود كه در هر جا سالماً و آنى به محل حكومت عثمانلو حجاج را برساند. در صورت وقوع اين طور تعدى در مدينه، بايد با وكلاى دولت عثمانيه مطالبه قرار كرده، اگر در صحرا و باديه و ميان