135
[جده]
از مكه تا جده دوازده ساعت است. در هر ساعت يك قهوهخانه ساختهاند. جده در كنار دريا است. بسيار بد آب و هوا است. همۀ كل حاج كه تقريباً سيصد نفر بودند، ناخوش شدند و لكن كسى فوت نشد. حضرت حوا (ع) جدۀ همۀ بنى آدم در جده مدفون است، بيرون شهر، بقعه در زمان مبارك آن حضرت بنا كردهاند. باقى قبرها كه تقريباً طول آن صد ذراع است در زير آسمان است، مگر رأس مبارك آن حضرت كه بقعه كوچك بنا كردهاند.
ده روز در جده مانديم، بى قصد اقامه. روز يازدهم به جهاز دودى نشستيم. شش تومان پول كشتى داديم كه ما را بيست روزه وارد بوشير [كذا] نمايد و لكن چهل و پنج يوم طول كشيد و ماهِ صفر وارد بوشير شديم.
بسيار در كشتى به ما تلخ گذشت. دويست و بيست نفر در كشتى بوديم. گاهى آب شور به ما مىدادند و گاهى آب نداشتيم و گاهى هيمه نداشتيم كه طبخ كنيم و همه لباس و بدن و چيزهاى ديگر نجس شده بود. به جهت آنكه صاحب كشتى فرنگى بود و عملجات آن هندو بود، مگر يك نفر كه شيعه بود و لكن آن هم نجستر از آنها بود.
حديده
حوالى حديده به طوفان افتاديم. نزديك شد كه جهاز غرق شود. لعنت بر كسى كه باعث مىشود حاج را از راه دريا مىبرد. اگر بايد پياده رود از راه شام يا از راه جبل به نجف اشرف - على مشرفه السلام - برود.
اسامى بلاد بحر جدّه مذكور شد.
حديده از بلاد يمن است. حديده بندر خوبى است، بهتر از بندر مُخا است. فراوانى نعمت و ارزانى است. مخا بندرى است بسيار با صفا، پرنعمت و ارزانى از بلاد يمن است.
عدن
عدن، بندرى است بسيار بزرگ و باصفا، كم نعمت، از بلاد يمن است، دست فرنگى مىباشد. ده سال است كه آنجا را از اعراب ابتياع نموده است و خوب تعمير كرده است و مىگويند تخميناً پنجاه عراده توپ به آنجا آورده است، در بالاى كوه و كنار دريا گذارده