128آقا محمد طاهر مرحوم اروجنى در آن شهر از وبا فوت شد. در شهر رمضان سنۀ حقير بر او نماز كردم. جمعى از عامه هم به نماز جماعت حاضر شدند. به طريق تقيه به او نماز كردم. ادعيه عامه غير ادعيۀ اماميه است. ادعيه را آهسته مىخوانند. در تكبير اول دستها را بلند مىكنند و در باقى تكبيرات دستها را بلند نمىكنند و لكن تكبيرات را بلند مىگويند.
گوزنَه (هفت فرسخ)
سُرْكى يا سُركو (شش فرسخ)
در دامنۀ اين قريه، كوه حقيرى بود. از پايين آن كوه بيست چشمه آب بيرون مىآيد. بسيار سرد و گوارا. بقدر سه سنگ آسيا آب دارد.
پورلى (هفت فرسخ) .
پلى، نيم فرسخ به اين قريه مانده از سنگ است. حاجى قارى در سر آن پل حاج را نگه داشت كه پول چاووش از آنها بگيرد.
بلْوَرَه يا بلوران (. . . فرسخ)
قريهاى است بسيار بد و خراب. اين قريه مع قراى حوالى آن، كلاً سنگ و جنگل است. سنگ چخماق را از اينجا مىآوردند. حقير سى قطعه سنگ به صد دينار ابتياع نمودم. از اين قريه تا انطاب كلاً جنگل است و راه كلاً سنگ است. در غالب امكنه زوّار و اهل قافله يك يك عبور مىكردند و آب در آن قريه نبود مگر چند جا آب را خريديم.
اوجق يا قره داق (هفت فرسخ)
اين قره داق غير از قره داق مشهور است كه در آذربايجان است. در اين منزل قبل از ظهر جنگل آتش گرفت، تا شب مىسوخت و شب چراغون حسابى در بالاى كوه شده بود.
شهر انطاب (هفت فرسخ)
لنگ دو يوم. اين شهر شهرى است عظيم، با صفا و كثرت نعمت مثل انگور و انجير و هندوانه و خربزه و عسل و روغن و بخوان. عمارات اين شهر همه از سنگ و چوب تراشيده است. كوچههايش از سنگ فرش است.