125گويند منبع آن متصل است به درياى عمان [!]. آدم آبى در آنجا يافت مىشود. سه فرسخ بعد از تسوج گردنهاى است بزرگ مثل گردنۀ قافلان كوه. از بالاى آن گردنه دريا خوب نمايان است. سيد تاجالدين كه بزرگ آن قريه بوده و در آنجا مدفون است. جمع كثيرى از احفاد آن در اين قريه هست.
دارالصفاى خوى (. . . فرسخ)
لنگ يك روز. وصف خوى احتياج به بيان نيست. شهرى است وسيع، با صفا و كثرت نعمت. اهلش بسيار صالح و خوب و به علما مايل و به زوار و غيره محسن.
پره. . . فرسخ. ظهيرآباد. . . فرسخ. قرينى. . . فرسخ. اواجق. . . فرسخ. قرلدِزَن. . . فرسخ.
اين دو منزل اعنى اَواجَق و قِزْلدِزَن بسيار دزد دارد. خصوصاً ما بين هر دو كه طايفه كُرد تعدّى به حاج مىكنند. بايد در اين دو منزل احتياط كرد تا آدم را برهنه نكنند. خيك روغن و كره مىآورند كه چهار من به وزن شاه مىشود مىفروشند به دو ريال. مشترى اول در خيك را وا مىكند. قدرى از روغن و كره ميل مىفرمايد، مىبيند كه بسيار خوب است، پول روغن را به كُرد مىدهد، بعد معلوم مىشود كه قدرى روغن در خيك است، مابقى روغن نيست، چيز. . . است كه به هيچ كار نمىآيد. بايد بسيار احتياط كرد و با زنانشان معامله نكرد كه پشيمانى دارد و اين منزل يعنى قزلدِزَن اول خاك روم است.
وارد كليساى زنگى هفت فرسخ. قريهاى است كوچك، با صفا و اهل او كلاً مسيحى است. بانى او جرجيس پيغمبر (ع) است. هزار و پانصد و چهل و چهار سال از تاريخش مىگذرد و لكن گويا ده سال است كه بنا شده است. عماراتش كلاً از سنگ تراشيده است. تخميناً شصت ذرع ارتفاع دارد. موقوفات زياد دارد. منبع آب فرات حوالى آن است.
كله سور سه فرسخ. قريهاى كوچك است. اهلش كلاً شيعهاند. از شهر ايروان آوردهاند.
دهار. . . فرسخ. باتن كوه. . . فرسخ.
حسن قلعه
شهرى است بزرگ بالاى كوه و در ميان شهر كوهى عظيم. عمارات اين شهر كلاً از سنگ است و خانههايش بسيار پست است و صحن خانه پوشيده است، از ترسِ سرما. حوالى اين شهر چند موضع آب گرم است. در يكى از آنها عمارت بنا كردهاند حمام و حمام آن