83استغفار كنيد كه خداوند غفور و رحيم است. پس چون مناسك حج را به جاى آورديد، خداوند را به ياد آوريد؛ چونان ياد آورى پدرانتان و يا بيش از آن.»10
و به دنبال آن مىفرمايد:
«از مردمان كسانى هستند كه مىگويند خداوندا! در اين جهان به ما نعمت ده و در جهان ديگر آنان را بهرهاى نيست. و از ايشان كسانى هستند كه مىگويند: خداوندا! در اين جهان و جهان ديگر به ما نعمت و نكويى ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار.»11
اين كيفيت بيان و تأكيد فراوان بر ياد و ذكر خداوند، در مقاطع مختلفىكه طى آن مناسك حج توضيح داده شده، استثنايى است.
و بالاخره در پايان به مؤمنان تذكر مىدهد كه چگونه دعا كنند و حاجت بطلبند؛ دعايىكه صرفاً براى دنيا و رفاه دنيوى نيست، بلكه براى سعادت دنيوى و فلاح اخروى است و نيز در خواست و بر كنارى از عذاب جهان ديگر.
حج، پالايشگاه نفس و قرنطينۀ اخلاقى
- به جز قصد قربت كه تمامى اعمال حج آكنده از آن است، حاجى بايد شرايط ديگرى را نيز رعايت كند. اين شرايط عمدتاً اخلاقى و رفتارى است. «پس كسى كه - در آن ماهها - حج مىگزارد بداند كه در اثناى حج به رفث، فسوق و جدال نزديك نشود.»12 چرا كه حج جايى براى ارتكاب چنين اعمالى نيست.
اصولاً مكانهاى مقدسى كه در آن اعمال حج انجام مىگيرد، محيطهايى است با امنيت. امنيت براى همگان. براى حيوانات و روييدنىها. حتى بدن انسان نسبت به تصرفات غير مجاز خود انسان امنيت دارد و در فقه تفصيل اين تصرفات توضيح داده شده است. انسان نمىتواند بدن خود را بيازارد و امنيت و آرامش او را از بين ببرد.
اين مكانها حرم است و همگان وظيفه دارند حرمت و سلامت و امنيت آن را حفظ كنند. در غير اين صورت مرتكب گناه شده و مىبايد جريمه و كفّاره بپردازند.
اين مجموعه شرايط و دستوراتى كه مىبايد توسط حاجّ رعايت شود، بهويژه آنچه به تروك احرام مربوط مىشود، او را در نوعى قرنطينۀ اخلاقى و رفتارى قرار مىدهد. علاوه بر اين، تقدس و بركت اين امكنه و مواقف و آثار وضعى قرار داشتن در آنها و در آن ايام خاص و نيز عبادت و تضرّع جمعى، خواه و ناخواه انسان را عميقاً تحت تأثير قرار مىدهد.
به واقع مهمترين بُعد حج بعد تربيتى آن است. گويى مجموعۀ اعمال و مناسك به گونهاى طراحى شده كه حاجى را در مسير رحمت و مغفرت الهى قرار دهد و او را از درون متحوّل سازد، اگر چه درجات اين تحوّل وابسته است به ميزان آمادگى انسان در قراردادن خود در معرض رحمت الهى و دگرگون ساختن ساختار شخصيتى و اخلاقى و رفتارىاش.
اصولاً بدان علت به اعمال حج «مناسك» مىگويند كه اين اعمال موجب تطهير و پالايش نفس مىگردد. «نسك» به معناى پاك و پاكيزه كردن است؛ چنانكه در مورد شستن لباس «نسكَ ثوبه» مىگويند. گويى اين اعمال موجب شستوشوى انسان از زنگار گناه و پليدى مىشود و به همين دليل