119بهتر است و اعمال را به نيت قربۀ الى الله انجام مىدهند، اما بعضى افراد تنها قصد قربۀ الى الله براى آنان ايجاد انگيزه نمىكند و قانع نمىشوند و مىخواهند فايدۀ آن را هم بدانند وهر دو مورد بهطور همزمان برايشان ايجاد انگيزه مىكند تا اعمالرا انجام دهند؛ زيرا هم به امر خدا توجه مىكنند و هم به خاطر فايدۀ كار آنرا انجام مىدهند. براى برخى دانستن فلسفهها و اسرار خوب است و براى برخى خوب نيست و ندانستن بهتر است؛ مثلاً اگر به عوام بگوييم خداوند دستور داده است اين كارها را انجام دهيم، كافى است.
شرع مىخواهد ما بعضى چيزها را ندانيم؛ مثل كنه ذات خداوند كه بنا بر ندانستن آن است. اما در مورد مسألهاى مانند معامله، بنا بر دانستن است. برخى از بزرگان؛ مانند شهيد ثانى، غزالى و. . . به بعضى از مسائل وارد مىشدند؛ مثلاً ابوعلى سينا در كتاب «شفا» مىگويد: اگر كسى خدا را قبول نداشته باشد، ولى نماز بخواند و روزه بگيرد، در او اثر مىگذارد؛ يعنى انجام فرمان خدا اثر خود را مىگذارد و اين علتها و فلسفهها نبايد راهزن قلب انسانها شود و مانع و حجابى براى او گردد؛ فقط بايد مراقب باشيم تا دچار افراط و تفريط نشويم. با توجه به پيشينۀ سير تفكر اسلامى و آنچه در كلام علما و بزرگان دين آمده، مىتوان در اينگونه مسائل وارد شد و بحث كرد، اما همواره بايد تأكيد كرد كه اينها فلسفه است نه علّت.
*انجام اعمال عبادى حج و به طور كلى حج با تمام جوانبش، چگونه بايد برگزار شود تا از منظر تربيتى بر زائران تأثير بگذارد؟
حج، عبادت است. در كتابهاى فقهى و اصولى نوشتهاند: حج واجب مشروط است؛ يعنى مشروط به استطاعت است. اما به نظر من حج واجب مشروط نيست، حج جزو احكام وضعى است نه احكام تكليفى و مانند يك بدهكارى است كه بايد پرداخت شود و گفته شده لام «لله» ، لام ملكيت است. مال خداست و به خدا بدهكار و مديون هستيد و يك حج بر گردن شماست و امر به حج نداريم و هيچ جا كلمهاى مانند «حجّوا» كه امر به حج باشد، نه در قرآن آمده و نه در روايات.
در اصل، بدهكارى (حج) قصد قربت نمىخواهد؛ ولى اعمال مربوط به حج نوعى عبادت است و اصل حج نوعى حكم توسلى است نه تعبّدى.
عبادت چند معنا دارد؛ يا به معناى اطاعت از فرمان است يا به معناى انجام هر كارى است كه در آن مصلحتى باشد. در ذات هر عبادتى هدف بايد انجام فرمان كسى باشد كه او را ربّ مى دانيم و الا عبادت، عبادت نيست؛ مثلاً چرخيدن پيرامون خانۀ خدا و حرم امام رضا (ع) هر دو چرخيدن است؛ ولى با هم فرق دارد و چرخيدن پيرامون حرم امام رضا (ع) طواف نيست؛ چون دور خانۀ خدا كه مىچرخيم، دور خانۀ رب و آفريدگار است. مىچرخيم كه حيات و سلامت و مرگ و همه چيز ما به دست اوست. اما دور حرم امام رضا (ع) كه مىچرخيم، چون آفريدگار ما نيست، طواف محسوب نمىشود؛ مثل اينكه كسى را در خيابان ببينيم و به او احترام بگذاريم و تعظيم كنيم. اين مورد با هنگامىكه در برابر آفريدگارمان تعظيم مىكنيم تفاوت دارد؛ چون ما بندۀ خدا هستيم و سجده در برابر خداوند عبادت است اما در برابر ديگران تواضع و فروتنى است. پس اگر تصور كنيم كه همه چيز ما دست آن شخص است و به او احترام بگذاريم، دچار شرك شدهايم.