135آنها يكنواخت است، مخاطبان خود را از دست ميدهند و مطالبشان - چنانكه بايد و شايد - به مخاطب منتقل نميشود.
ارتباط غير كلامى
جسم و روح آدمى بهطور طبيعى با هم متحدند، حالات روح در بدن مؤثر است و حالات بدن نيز در روح تأثير ميگذارد؛ مثلاً بدن در زمان شادى و نشاطِ روح، حالتِ سرور و ابتهاج به خود ميگيرد و چهره بشّاش و لبها خندان ميشود؛ از اين رو، در برقرارى ارتباط، ميتوان از زبان و رفتار يا زبان عملى (لحن، بيان، طرز قيافه و. . .) ، از احساسات، عواطف و هيجانات ديگران نسبت به خود و ديگران با خبر شد و از اين راه با مخاطبان خود ارتباط برقرار كرد.
از آنجاكه تركيب فيزيكى، بهخصوص حالت چهره، منعكس كنندۀ منش درونى و روحى است، ميتوان از اين خُلق و خوى، مخاطب را شناخت و با دريافت آن، شيوۀ مناسب براى برقرارى ارتباط، اتخاذ كرد.
بهطوركلّى، ارتباطات غيركلامى و غيرشفاهى، كمتر تحت تأثير خدعه و نيرنگ قرار ميگيرند. در حقيقت، افراد فريبكار يا رياكار، با توسل به كلمات و عبارات، راحتتر ميتوانند خود را خوش خلق و درستكار جلوه دهند، در حاليكه در رفتارها وعملكردها، خلق وخوى درونى راحتتر به دست ميآيد.
بنابراين، خوش اخلاقى، شوخ طبعى، شادابى، سعۀ صدر، خونسردى، منظم و مرتب بودن ظاهر، لباس و. . . از عوامل و زمينههاى برقرارى ارتباط غيركلامى است. البته در توجه به ظاهر، بايد از افراط و تفريط دورى كرد؛ زيرا تأثير معكوس دارد، بعضيها به غلط و بر اساس تصوّرى نادرست، براى ايجاد جاذبه، به هر اقدامى دست ميزنند و لباسهاى عجيب و غريب ميپوشند؛ مثلاً طرحهاى غير متعارف در پيچيدن عمامۀ خود بهوجود ميآورند. برخى تمام لباسها، كفش و. . . را از يك رنگ انتخاب ميكنند كه اينگونه رفتارها نيز نتيجۀ عكس دارد.
همچنين تفريط دراين زمينه؛ مانندكثيف بودن لباس، ژوليده بودن موهاى سر و صورت و نامرتب بودن عمامه و. . . نتيجۀ نامطلوبى بر روابط اجتماعى فرد دارد، بهگونهاى كه حتى حرفهاى زيبا و درست را بيمقدار و خفيف ميكند و فرد احترام مخاطبين خود را از دست ميدهد.
ب) ارتباط ارادى وغير ارادى