96به خصوص در جشن عيد قربان موجبات نارضايتى ايرانيان را فراهم مىكرد. به اين دليل بعضى حجنامهنويسها اين عادت را نكوهش كردهاند؛ زيرا ممكن بود با روزهايى كه براى ايرانيان حرمت داشت، مصادف شود. به عنوان مثال، دختر فرهاد ميرزا مدتى طولانى براى بازگشت منتظر كشتى بود و احتمالاً به دليل اين انتظار طولانى حضور او با روز عاشورا تقارن يافته بود. او در سفرنامۀ خود چنين گزارشى دارد اين حساسيت در سفرنامۀ دختر فرهاد ميرزا بدين صورت انعكاس يافته است:
«در مسجد شجره نماز صبح را گزارده، سوار شديم. قدريكه راه رفتيم، مستقبلين آمده، اسبِ سواريآورده، عسكر همه صف نظام بسته، موزيكان مىزدند. عربها بهقول خودشان، هويسه مىكردند. كيل مىكشيدند. با وجودى كه امشب شب عاشورا است، هيچ شايستۀ اين ساز نبود. جاى آن داشت كه سركار نواب مستطاب اشرف والا حسام السلطنه - مدظله العالي- بفرمايند كه اين حركات (را) كه شايسته اين شب نبود ترك كنند.» 1امين الدوله نيز به خاطر حرمت اين مناطق مقدس، پرتاپ توپ توسط سربازان عثمانى جهت استقبال از او را قبول نكرده و به صورت مؤدبانه رد نمود. او بنا بر عادت ايرانيان، از خارج از مدينه تا بقعۀ پيامبر را بدون كفش طى كرد. 2
بعد ازآنكه فرستادن صره با كشتى رايج شد، ديگر جشن استقبال در شهر جدّه صورت مىيافت. ظهيرالملك 3مىنويسد:
«روز چهارشنبه 25 ذى الحجه محمل عايشه به جده رسيد آنرا از مصر با شمندفر (قطار) و از آنجا نيز به سوييس وبعد با كشتى بهجده آورده بودند. براى جشن استقبال، هم از راه دريا هم از راه ساحل جده همزمان توپ انداختند.»