90و ريش تنگ و كوچك و دائماً با عينك است. تركى را خوب حرف ميزند. در بيان اشكال و تقيد دارد. پسر شيخ شامل داغستانى است. چند سال با روسها جهاد كرده است.»
امنيت راه شام و كاهش آن
ايرانيانيكه قصد حج داشتند، تا منتهاى توانشان از تأمين امنيت كاروان حج توسط عثمانيان؛ چه از طريق سفرنامههاى هموطنانشان و چه از مشاهدات آنها كه تجربۀ سفر حج با كاروان رسمى عثمانى را داشتند، مطلع ميشدند. به همين دليل بيشترشان ترجيح مىدادند كه با كاروان عثمانيان به حج بروند. سيف الدوله دربارۀ امنيت كاروان حج عثمانى مينويسد: 1«قشون نظام و سواره و توپخانۀ دولتى كه مأمور خدمت و محافظت حمل حجاجاند، از عسكر شام ميروند. بسيار با جلال و خوب حركت ميكنند. دو هزار نظامِ پياده همه ساله مأمور است. جميعاً كجاوه سوارها [با رو] پوش سفيد ميشوند و هركجا كجاوه يك بيدق كوچك دارد. عسكر همه پيش رو و پشت سرِ حاج، به نظام حركت مى كنند، مگر دو دسته سواره [كه] در دو سمت حاج ميروند. واقعاً خالى از تماشا نيست.»
به تأمين امنيت كاروان سنگين عثمانى، كه طى ابتدا تا انتهاى آن يك ساعت و نيم طول ميكشيد، توجه بسيار زيادى ميشد و هر توپ كه در اثناى سفر انداخته ميشد، معناى خاصى داشت. حسامالسلطنه از كسانى است كه اين نكته را به خوبى مورد توجه قرار داده است:
«محملى كه هر سال از ولايات شام به مكۀ معظمه ميآوردند، اسباب احترام آن را طورى از جانب دولت مهيا ميدارند كه گويا يك امير بزرگى به يكى از ولايات ميرود. از جمله دو عراده توپ همراه اين اردو است كه با اشتران حمل مىشود و دويست نفر عسكر با يازده نفر صاحب منصب همراه است كه همگى سوار اشتران راهوارند و يك نفر امين صره همراه اردو است كه تن خواه كلى براى مخارج اردو و وجه اخوه اعراب