46
«روي الطبراني: عن عبد الله بن سلام أنه قال: حين هاج الناس في أمر عثمان: أيّها النّاس لا تقتلوا هذا الشيخ واستعتبوه فإنّه لن تقتل أمّة نبيّها فيصلح أمرهم حتّى يهراق دماء سبعين ألفاً منهم ولن تقتل أمة خليفتها فيصلح أمرهم حتّى يهراق دماء أربعين ألفاً. فلم ينظروا فيما قال وقتلوه » .23
«طبرانى از عبدالله بن سلام نقل كرده است: هنگامى كه مردم در مخالفت با عثمان شورش كردند و در صدد كشتن وى برآمدند، چنين گفت: اى مردم، اين پيرمرد را نكشيد و رهايش كنيد؛ زيرا هيچ امتى پيامبرش را نكشت مگر اينكه شيرازۀ امورشان از هم گسست و سزاوار بود كه خون هفتاد هزار نفرشان بر زمين بريزد و هرگز نمىكشد امتى خليفهاى را مگر اينكه سزاوار است خون چهل هزار نفرشان بريزد. آنان به گفتۀ وى توجه نكردند و خليفه را كشتند.»
عبدالله بن سلام بعد از قتل عثمان مىگفت: مردم با اين عملِ خود، باب فتنه عليه خليفۀ به حق را گشودند. البته نيك مىدانيم كه على (ع) هم در ماجراى انقلاب مردم مدينه عليه عثمان، هرگز راضى به كشته شدن خليفه نبودند و به همين جهت حسنين و محمد حنفيه را مأمور كردند كه از خليفه نگهبانى كنند و حتى خليفه را كه در مضيقۀ بى آبى قرار داده بودند، سيراب سازند و برايش آب ببرند و شايد عبدالله بن سلام هم از همين جهات، مخالف كشته شدن خليفه بوده است.
گفتار على (ع) دربار عبدالله بن سلام
على (ع) دربارۀ عبدالله بن سلام، جملهاى را بيان كرده كه بسيار مهم است. آن حضرت در پيشامد ماجرايى فرموده است: «دعوه فانه منّا اهل البيت» رهايش سازيد كه او فردى از ما اهل بيت است.
«
فجلس عبد الله بن سلام بعد قتل عثمان أيام في الطريق لعليّ، فقال: أين تريد يا عليّ؟ فقال: أريد أرض العراق. قال: عبد الله بن سلام: لا تأتي العراق وعليك بمنبر رسول الله صلى الله عليه [وآله] و سلّم. فوثب به أناس من أصحاب علي وهموا به فقال علي: دعوه فإنّه منّا أهل البيت » .24
«عبدالله بن سلام، چند روز بعد از قتل عثمان، در راه على7 نشست، تا آن حضرت را ببيند. هنگامى كه آن حضرت، اراده داشت به عراق برود، او را ديد، پرسيد: به كجا اراده كردهاى يا على؟ حضرت فرمود: مىخواهم به عراق بروم. عبدالله بن سلام گفت: به عراق مرو و بر تو باد به قبر پيامبر خدا. اصحاب على با او برخورد كردند و مىخواستند مانع از گفتار او شوند، حضرت فرمود: رهايش سازيد كه او فردى از ما اهل البيت است.»
فضايل عبدالله سلام فراوان است و او در واقع، عالم به شريعت بود و جزو كسانى است كه معاذبن جبل همواره ديگران را سفارش مىكرد كه از علم عبدالله بن سلام بهره گيرند. لذا ذهبى، در سير اعلام النبلاء آورده است كه عبدالله بن سلام، جزو كسانى است كه «عنده علم الكتاب» ؛ «در نزد او است علم كتاب» .25
عبدالله سلام، به مناسبت اسم گذارى كه پيامبر براى او كرد، نام فرزند بزرگ خود را يوسف نهاد و يوسف نيز شخصيتى ممتاز در نزد رسول خدا محسوب مىگرديد.
عبدالله بن سلام، مدفون در بقيع
ابن حنان26 گويد: عبدالله بن سلام از بهترين صحابۀ پيامبرخدا بود؛ «وَ هُوَ مِن خِيَارِ صَحَابَةِ الرَّسُول» ى عنى او از نيكان و بهترينهاى اصحاب پيامبر بود كه در سال 43 هجرى قمرى، در مدينه در گذشت. مسلمانان پيكر او را با اندوه به بقيع برده و بر آن نماز گزاردند و در بقيع مدفونش كردند.
30. كعب بن عمرو