95
از نگاه ديگر
كنش هاى وهابى و واكنش هاى سلفى: شيخ محمود شُكرى
وجنبش سلفى عراق (1930 - 1745) 1
حلاء فتّاح 2/ محمد حسين رفيعى
از قرون هجدهم تا اوايل قرن بيستم ميلادى، وضعيت سياسى، اقتصادى و فرهنگى ويژهاى بر سپهر سياست و فرهنگ عراق، عربستان و خليج فارس سايه افكنده بود. مبادلات اقتصادى ميان نواحى مختلف محدودۀ خليج فارس تا اقيانوس هند، روابط تنگاتنگ و در هم تنيدهاى ميان آنها پديد آورده و تجار ساكن درون صحارى نجد، براى فروش اسبهاى خود بههندوستان سفركرده بودند. بنگاههاى كلان اقتصادى حلب، در نقاط مهم اقتصادى شهرهايى مانند بصره و بمبئى شعبههايى ايجاد كرده بودند و تجار كويتى براى فروش امتعه خويش از اقيانوس هند ميگذشتند. همين روابط اقتصادى پر رونق باعث پديد آمدن بندرگاهها و كاروانسراهاى مهمى در منطقه شده بود.
ميزان تأثير گذارى گستردۀ ارتباطاتِ تجارى را ميتوان در ديگر جنبههاى حيات بشرى؛ مانند شباهت سبك معمارى مساجد و بناهاى مجلل در حوزۀ حجاز، نجد و عربستان شرقى جستجو كرد. 3
البته روشن استكه ارتباطات اقتصادى و بازرگانى اين مناطق را نميتوان اصليترين دليل اشتراك ميان آنها دانست؛ چه، همسانيهاى فرهنگى، بسيار پررنگتر از مسائل اقتصادى ميان ساكنان اين سرزمينها جلوه كرده بود.
در يك ديدكلّى بايد گفت: گسترش و پيشرفت فرهنگى ويژهاى كه در اين دوره، كشورهاى عربى عراق، عربستان و خليج فارس را تحت تأثير خود قرار داده بود، از منظر منطقهاى كمتر مورد بررسى قرار گرفته است. براى توضيح بيشتر در باب توسعه و پيشرفت فرهنگى، بايد به روابط فرامنطقهاى برخى مسلكهاى فراگير؛ مانند حلقههاى اخوّت صوفى در قرون هجده و نوزده ميلادى و يا نهضت اسلامگراى عثمانى اشاره كرد.
بى شك براى بررسى خاستگاهها و ريشههاى شكلگيرى بيشتر اين جنبشها بايد به محل و مكان خاصى توجه داشت.
به ديگر سخن، شايد بتوان پايبندى و تعلّق خاطر اين جنبشها به محلّى خاص، بهعنوان زادگاه و خاستگاه اصلى را، در دغدغههاى خاص سياسى - اجتماعى بنيانگذاران آن جسنجو كرد؛ مانند تأثيرگذارى بر خاندان حاكمِ يك منطقه و يا گرايش و دلبستگى به يك منطقۀ جغرافيايى. نيز از همينروست كه ميتوان حركات روشنفكرانه و نخبه محور محدودۀ شرق عربى را پديدههايى محلّى و شهرى ناميد. گذشته از آن، شبكههاى گستردۀ علما و خطيبان، عليرغم بُعد مسافت ميان مراكز فكرى - فرهنگى آن روزگار و صعوبت اطلاع رسانى، قادر به برقرارى ارتباط و تعامل در سطح گستردهاى از جهان اسلام بودند و حضور اين حلقههاى دانش محور در اين گسترۀ وسيع، تأثيرات شگرفى بر نواحى اطراف ميگذاشت.
جنبش وهابى (و يا موّحدى) يكى از اين موارد است؛ جنبشيكه تاكنون در حيطۀ پژوهشهاى محدود در زمينه قدرتگيرى و استيلاى دولت پادشاهى سعودى بر عربستان مورد بررسى و مداقه قرار گرفته است. با اين حال،