78چهرۀ اهل حرم، هنگاميكه در غير ماههاى حرام، از احرام بيرون مىآمدند، آنسان بود كه بر خود گردن آويز مىافكندند و كمربند مىبستند، ولى هرگاه حج بر يكى از آنان واجب مىشد، خود را به لباس حاج مىآراست.
مشركانى كه در عرفه وقوف مىكردند برخلاف سنت ابراهيمى، پيش از غروب خورشيد، از عرفات به سوى مزدلفه (مشعر) كوچ مىكردند. 1اما پيامبر (ص) براى بطلان اين روش ضدّ ابراهيمى، پس از غروب خورشيد از عرفات كوچ كرد. 2
قبيلۀ قريش در دوران جاهلى و آغاز اسلام، در عرفات وقوف نميكردند؛ زيرا معتقد بودند كه اهل حرم هستند و بايد بر خلاف ساير مردم در داخل حرف وقوف نمايند، ولى خداوند فرمان داد همه بايد در عرفات وقوف داشته باشند.
پيامبر كه خود از قريش بود در عرفات، وقوف و از آن جا به مزدلفه كوچكرد. 3
اهميت وقوف در عرفات تا آن جا است كه گفته اند:
«الْحَجُّ عَرَفَة» . يا « الْحَجُّ عَرَفَات» . 4
7. مشعر در عصر جاهليت
امام صادق (ع) در پاسخ پرسشى كه معاويۀ بن عمّار از آن جناب كرد، فرمودند: در جاهليت وقتى مىخواستند از مشعر خارج شوند، صبر مىكردند تا خورشيد از كوه ثبير نمايان شود، سپس مىگفتند: ثبير طلوع كرد.
اسبها و شتران را سريع مىتاختند، ولى پيامبر (ص) برخلاف آنها با آرامى و سنگينى، در حالى كه زبانشان به ذكر مشغول بود، از مشعر خارج مىشدند.
در اسلام وقوف از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب روز عيد قربان در مشعر الحرام و اين وقوف عبادتى است كه در آن نيت با شرايطش واجب است پس بايد نيت نمايد وقوف بين الطلوع فجر تا طلوع آفتاب را.
8. منا در عصر جاهليت
منا، در عصر جاهليت مكان مقدسى بود و بتكدهاى براى بتهاى مشركان در آن احداث كرده بودند.
پيش از اسلام، اعراب جاهليت پس از فراغت از اعمال حج در منا گرد هم مىآمدند و به ذكر مفاخر قومى و ويژگيهاى نژادى مىپرداختند و از نيكان و تبار خود با نظم و نثر و با تكيه بر ارزشهاى جاهلى؛ مانند زيادى ثروت و فرزند و عشيره و. . . ياد ميكردند و از قدرت و آمادگى قبيلۀ خود در جنگ و دفاع و غارتگرى ميگفتند و بر آن مىباليدند.
گفتهاند واژۀ «منا» برگرفته از اين سخن امام رضا (ع) است كه فرمود: منا را از آن جهت منا خواندند كه جبرئيل به ابراهيم (ع) گفت:
«تَمَنَّ عَلَي رَبِّكَ مَا شِئْتَ» 5هرچه از خدا مىخواهى آرزو كن. ابراهيم از خداوند خواست به جاى ذبح فرزندش، قوچى را بفرستد تا به عنوان فديۀ اسماعيل، آن را ذبح كند و خداوند آرزوى او را برآورد. 6