58فرمانده شما است و از من گذشته و بعد از من او خير خواهترين افراد است. 1
اختلاف در تاريخِ وفات ابن تيهان
درتاريخ وفات يا شهادت ابن تيهان، اختلاف فاحش وجود دارد و اين اختلاف در همۀ منابع به چشم ميخورد. حاكم نيشابورى آن را در سنۀ بيست هجرت، در دوران خلافت عمر ثبت كرده است. ولى از برخى متون بر ميآيد كه او در جنگ صفين، در ركاب على (ع) شركت داشت و در صفين به شهادت رسيده است.
برخى منابع، مانند حاكم نيشابورى، وفات او را در سال بيستم هجرت و برخى ديگر سال 37 هجرت نوشتهاند. به دليل اهميت مسأله، هر دو نقل را بررسى ميكنيم:
چنانكه اشاره شد، حاكم نيشابورى، استيعاب و برخى ديگر، نقل اول را آورده و گفتهاند: زمان مرگش دورۀ خلافت عمر بود كه وى بر جنازهاش در بقيع نماز گزارد و منابع ديگر، مرگ يا شهادت وى در صفين را نقل كردهاند.
ابوالهيثم در بقيع
از نقلهايى كه در زير ميآيد نيز چنين استفاده ميشود كه: ابوالهيثم در سال 20 هجرى از دنيا رفت و در بقيع مدفون گرديد. حاكم نيشابورى در مستدرك آورده است:
«و حدّثنا إبراهيم بن إسماعيل بن أبي حبيبة: سمعت شيوخ أهل الدار؛ يعني بني عبد الأشهل، يقولون مات أبو الهيثم بن التيهان سنة عشرين بالمدينة» .
وايضاً حدّثنا سعيد بن راشد عن صالح بن كيسان قال: توفي أبو الهيثم بن التيهان في خلافة عمر بن الخطاب بالمدينة وصلّي عليه و دفن بالبقيع» . 2
«ابراهيم بن اسماعيل بن ابو حبيبه روايت كرده كه گفت: از شيوخ اهل الدار؛ يعنى بنى عبد الاشهل شنيدم كه ميگفتند: ابوالهيثم بن تيهان در سال بيست هجرى در مدينه وفات يافت.»
«همچين سعيد بن راشد از صالح بن كيسان نقل كرده كه گفت: ابوالهيثم بن تيهان در دوره خلافت عمر بن خطاب درمدينه وفات يافت و عمر بر او نماز گزارد و در بقيع مدفون گرديد.»
برخى منابع هم به حضور او در صفين گواهى دادهاند.
ابن تيهان دركلام على (ع)
كلامى از مولا نشان مى دهد كه ابوالهيثم در رديف اول ياران آن حضرت قرار داشته است:
«أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ؟ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ؟ - قَالَ - ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى لِحْيَتِهِ الشَّرِيفَةِ الْكَرِيمَةِظ فَأَطَالَ الْبُكَاءَ ثُمَّ قَالَ (ع) : أَوِّهِ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ. . .» 3
26. نوفل بن حارث
او فرزند حارث بن عبدالمطّلب، پسر عموى پيامبرخدا (ص) است و از نظر سن از تمام افراد بنى هاشم بزرگتر بوده و همسال عباس، عموى پيامبر بوده است.
«نوفل به اجبار در جنگ بدر با مشركين همراه شد ولى اشعارى از او نقل شده كه ميرساند وى راضى به پيروزى پيامبر در بدر بوده و در همين جنگ به اسارت لشگر اسلام در آمد. پيامبر به او پيشنهاد كرد فديۀ خود را بپردازد و آزاد شود. نوفل گفت: مال و ثروتى ندارم. پيامبرخدا فرمود: نيزههايى را كه در جدّه دارى بده. نوفل هزار عدد نيزه در جده