89
الرحلة المغربية
به اهتمام: ليلى سعيد سويلم الجهنى1/اصغر قائدان
مدخل
روند حركت كاروانهاى مسافران و زائران مغربى هرگز از حرمين شريفين (در مكۀ مكرّمه و مدينۀ منوّره) قطع نشده است و چه بسيار از اين مسافران، شرح سفرهاى خود را به تفصيل تدوين و براى ما بر جاى گذاشتهاند. اين نوشتهها، بيانگر نزديكى تفكّر آراى نويسندگان آنها و اهدافى است كه انگيزههاى آنان را براى تدوين اين سفرنامهها روشن مىسازد. برخى از اين سفرنامهنويسان، به ثبت تفصيلى وكامل سفر خود و ديدههاى خويش، از هنگام ترك موطن تا بازگشت به آن، پرداختهاند. برخى نيز آنچه در هنگام سفر ديدهاند را تدوين و گروهى ديگر، وضعيتِ مردمى را كه در شهرهاى مسير مىزيستهاند، توصيف كردهاند.
اكنون آنچه پيش روى شماست، چهرهاى جديد از مدينۀ منوره را ترسيم مىكند و نويسندۀ آن، يكى از سفرنامهنويسان مغربى، در قرن هفتم هجرى است.
شرح حال سفرنامه نويس (عبدرى) :
وى محمد بن محمد بن على بن احمد، ابوعبدالله الحيحى العبدرى است كه سفرنامهاش به نام خود او (عبدرى) معروف گرديده و او در اصل اهل بلنسيه2 است و نسبش به بنى عبدالدار مىرسد. عبدرى در قريۀ «حاحه» در مغرب ساكن بود و به منظور انجام حج در سال 688ق. وارد باجه و تونس و قيروان شد و سپس از اسكندريه گذشت و از همان مسير نيز به موطن خود بازگشت.
در منابع تاريخى، از سال وفات او ياد نشده است. شاربونر، بخشهايى از اين سفرنامه را در مجلۀ الأسبويه (جلد4، شمارۀ 5) به چاپ رسانيده است. عبدرى نوشتن اين سفرنامه را از تلمسان آغاز مىكندكه، در ربيع الأول سال 689 از آن حركت كرد و پس از انجام حج، بار ديگر از همان راه بدانجا بازگشت و به شهر خود؛ جايىكه سفرش را به انجام رسانيد، وارد شد. او شيوه و روش خوبى در تمامى سفرنامهاش دارد. 3
توصيف سفرنامه و محتويات آن
عبدى از قريۀ حاحه، درنزديكى شهر الصويره بر ساحل اقيانوس اطلس را در روز 25 ذىقعده سال 688 براى انجام مناسك حج و زيارت حرم شريف نبوى، به قصد مكۀ مكرمه و مدينۀ منوره ترك كرد. او شرح تفصيلى سفرش را هنگام رسيدن به تلمسان آغاز كرد. عبدرى و ابن جبير4 با همديگر نقاط اشتراكى دارند؛ از جمله اينكه هر دو سفرنامۀ خود را بهطور زنده و مستقيم در زمان خود و نه در پايان سفرشان تدوين كردهاند. سفر عبدرى حدود دو سال طول كشيد و او در اين مدت، در برخى از شهرها و شهركها، افزون بر مكه و مدينه، اقامت گزيد و يا از آنها عبور كرد؛ از جمله تلمسان، الجزاير، قسنطنيه، تونس، طرابلس، برقه، اسكندريه، قاهره، الخليل، قدس، فاس كه از همين شهرها دوباره به قريۀ خود؛ يعنى حاحه بازگشت.
متأسفانه، عبدرى در سفرنامهاش زمان اقامت در هر شهر و ديار را بهطور دقيق و منظم ثبت نكرده است اما بر حسب آنچه از سفرنامهاش مىتوان دريافت، اين استكه وى دورهاى طولانى در شهر تلمسان اقامت كرده و اين از اشارۀ روشن وى به هنگام ترك تلمسان برداشت مىشود. 5 همچنين در هنگام رفت و بازگشت به تونس و قاهره وارد شد. او در بازگشت، هنگام گذشتن از قاهره بيمار شد و