93آيا مىتوان تصوّر كرد هر دو بر صراط مستقيم بوده باشند؟ اگر چنين است و صراط مستقيم تكثيرپذير است، چرا سلفيها امروزه تنها خودشان را بر صراط حق و بقيه را اهل ضلال و بدعت مىدانند؟ چنانكه مىگويند: خوارج، رافضه، قدريه، مرجئه، جبريه، جهميه، معتزله، اهل كلام (اشاعره، ماتريديه) ، صوفيه، فلاسفه، باطنيه، احزاب، ملّىها و. . . اهل بدعت هستند38 و پيروى از آن ها جايز نيست. اگر چه سخن ايشان در مورد ضلالت گروههايى مثل خوارج، قدريه، جهميه و جبريه از نظر نگارنده نيز درست است اما بسيارى از اين گروهها ظهورشان در عصر صحابه و تابعين و تابعينِ تابعين بوده است. اگر بر اساس بينش سلفىها، كسانى را رافضه بدانيم كه خلافت ابوبكر، عمر و عثمان را نپذيرفتند، پس شمارى از صحابه و تابعين و تابعان آن ها اين خلافت را نپذيرفتند كه از مشهورترين آن ها مىتوان از صحابه، علىبنابىطالب، امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) و سلمان فارسى و مقداد و ابوذر غفارى و از تابعين امام زينالعابدين؛ زينت عابدان و موحّدان، امام محمد باقر؛ باقر علم و دانايى و امام جعفر صادق استاد با واسطه و بى واسطۀ پيشوايان چهارگانۀ فقه اهل سنّت و. . . را نام برد. اگر پيروى از امام على و امام حسن ضلالت و بدعت است، بايد غير از پيروان معاويه و اصحاب جمل، همه اهل بدعت باشند و حال آنكه خود سلفىها و بسيارى از فرق اهل سنّت على (ع) را از خلفاى راشدين و اصحاب عشرۀ مبشره (ده نفرى كه پيامبر (ص) آن ها را به بهشت بشارت داده است.) مىدانند.39
پس اكنون لازم است ببينيم از ديدگاه سلفىها، سلفِ صالح چه كسانى هستند كه پيروى از آنان مايۀ نجات و انحراف از مسير آنان موجب بدعت و ضلالت است و معيار آنها در صالح بودن چيست.
سلف صالح چه كسانى هستند؟
همانگونه كه اشاره شد برخى از محقّقان سلفى، مسلمانان سه قرن اوّليۀ اسلام؛ يعنى آنانكه در احكام و آداب و اخلاق و عقيده پيرو سنت نبوى و خلفاى هدايت يافتۀ بعد از او گام بر مىداشتند به عنوان سلف صالح معرّفى كردند40 و برخيگفتند سلف صالح كسانى هستند كه راسخان در علم، هدايت يافتگان به هدايت نبى گرامى (ص) و مجاهدان در راه خدا هستند كه مصداق آن را اصحاب رسول خدا دانستند41 و برخى علاوه بر صحابه، تابعين وتابعينِِ تابعين بهخصوص ائمۀ فقهى چهارگانۀ اهل سنت؛ يعنى ابوحنيفه، مالكبنانس، محمدبنادريس شافعى و احمدبنحنبل را مصداق سلف صالح دانستند42 برخى علاوه بر آن ها بخارى، مسلم، دارمى صاحبان صحيحين و سنن - بر بهارى، ابنخزيمه، طحاوى، ابنبطه، آجرى، لالكائى، صابونى و شاگردان آنها سپس ابنتيميه و ابنقيم و شاگردان آنها، سپس محمدبنعبدالوهّاب و شاگردان او را، اگرچه برخى ظهورشان بعد از سه قرن اوليۀ اسلام است و از خلف به شمار مىآيند ليكن چون در مسائل اعتقادى و احكام فقهى مبناى فكرى آنان را قرآن، سنت نبوى و سنت خلفاى راشدين و صحابه و تابعين مىدانند، آنها را جزو سلف صالح مىدانند.43
آنچه محلّ اجماع نسبى صاحب نظران سلفيه دربارۀ سلف صالح مىتوان ذكر كرد، صحابه و تابعين و تابعينِ تابعين است. پس لازم است ببينيم صحابه و تابعان آنها به ويژه آنان كه در سه قرن اول اسلام مىزيستند و مورد استناد بيشتر سلفىها و حتى مورد قبول برخى از مخالفان است، چه كسانى هستند؟
صحابه و تابعين
صحابه در نظر اهل سنت جايگاه ويژهاى دارند؛ چنانكه احمدبن حنبل پيشواى اهل حديث در نامهاى به مُسَدَّد بن مُسَرْهَدٍ مىنويسد:
«امركم من بعد كتاب الله سنۀ نبيه و الحديث عنه و عن المهديين من اصحاب النّبى (ص) و التابعين من بعدهم» ؛ «شما را بعد از كتاب خدا به سنت پيامبرش و سخن گفتن از سنت پيامبر و اصحاب هدايت شدهاش و تابعان از آن ها امر مىكنم.»44
ابن اثير نيز در مقدمۀ اسدالغابۀ فى معرفۀالصحابه مىنويسد:
«حمد خدايى را. . . كه محمد (ص) را به رسالت فرستاد و او را مصطفاى خويش كرد و براى او اصحابى قرار داد كه همچون ستارگان آسماناند كه انسان به هر يك از آنها اقتدا كند، به سوى حق هدايت يافته است. . . پس صلوات خدا بر محمد و آل و اصحابش.»45
تعريف صحابه
اهل سنت عليرغم اشتراك نظر دراحترام به صحابه، در ويژگيهاى صحابى بودن اختلاف دارند؛ چنانكه ابن اثير مى نويسد: