157چيزى از آن بگو. سويد از آنچه كه ياد داشت، چيزى خواند. پيامبر فرمود: اى سويد، اين سخنان نيكو است، اما آنچه كه با من است نيكوتر است و بهتر؛ زيرا قرآن كلام خدا است. در آن، بيان همهچيز آمده است و راه راست و هويت و نجات خلق را به خدا نشان داده است. سويد گفت: اى محمد، بخوان. پيامبر صلى الله عليه و آله چند آيه از قرآن خواند و سويد را به اسلام دعوت كرد.
سويد را از نظم قرآن خوشآمد و گفت: من هرگز بدين زيبايى سخنى نشنيدهام و بدانست كه كلام حق است و پيامبر صادق، و اسلام به دل گرفت ولى آشكار نكرد. 1و چندى بعد در جنگى كه در مدينه، ميان اوس و خزرج رخ داد، شركت كرد و كشته شد. 2چند نكته از اين حادثه:
1. مردم مدينه در اثر مجاورت با يهوديان و مسيحيان، از انديشههاى دينى آشنايى داشتند. اگرچه بسيارى از آنان بتپرست بودند، ليكن كسانى نيز بودند كه به دنبال يافتن حقيقت مىرفتند.
2. سويد جملهاى از گفتار لقمان را همراه داشته، كه بنابر نقلهايى 3آن را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشان داده است و اين نشانۀ آن است كه مردمانى از مدينه، با گفتۀ حكما آشنا بودهاند.
3. از اينكه پيامبر خدا آن گفتهها را تأييد كرد و گفتههاى لقمان را نيكو و قرآن را نيكوتر شمرد، دانسته مىشود كه انتساب آن مجله به لقمان و يا اكثر آن، صحيح بوده است.
5. ايمان آوردن سران قبايل
از جمله عوامل پيشرفت سريع اسلام در يثرب، ايمان آوردند سران طوايف و قبايل بود؛ يعنى ابتدا سران و به تبع آن، بقيۀ مردم ايمان آوردند و مقاومتى از جانب افراد عادى در مقابله با مسلمانان صورت نگرفت. برخلاف مكه كه ابتدا بيشترين افراد مسلمان از جوانان و طبقۀ متوسط بود و اشراف و سران قبايل، در نهايتِ عناد و خصومت با اسلام و پيامبر برخورد كردند.
بر اين اساس، تاريخ در مورد ايمان آوردن نخستين گروه از مردمان مدينه، چنين نگاشته است:
در سال بعد كه قافلۀ حُجاج از مدينه آمدند، دوازده تن از رؤساى انصار به اتفاق عزم رسيدن به حضور پيغمبر خدا كردند كه در عقبۀ اولى سيد صلى الله عليه و آله را بيافتند و با وى بيعت كردند و بعد كه به مدينه بازگشتند اسلام در هر قبيلهاى از اهل مدينه و مردم