103تسليت گفت. 1* روزى يكى از يهوديان مدينه متاعى مىفروخت و يكى از انصار از وى تقاضاى خريد كرد. يهودى كه حاضر نبود كالاى خود را مقابل قيمتى كه مرد انصارى تقاضا نموده بود بفروشد، گفت: سوگند به آن كسى كه موسى را برگزيده، به اين قيمت نمىفروشم. مرد انصارى به گمان اين كه وى با اين جمله قصد تعريض به پيامبر اسلام را دارد، تحريك شده و سيلى محكمى بر صورت يهودى نواخت و فرياد زد: تو چنين مىگويى در حالتى كه هنوز محمد در ميان ما است؟ ! يهودى نزد پيامبر آمد و از رفتار انصارى شكايت كرد و گفت كه وى از اهل پيمان است.
پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه از جريان آگاهى يافت، آن چنان خشمگين شد كه آثار خشم بر صورتش ظاهر گرديد و فرياد زد: در ميان پيامبران خدا، امتيازى قائل نشويد. آنگاه موسى كليماللّٰه را به خير ياد نمود و آن حضرت را با آنچه كه شايستۀ مقامش بود، مدح و ستايش كرد.» 2* عايشه، همسر پيامبر صلى الله عليه و آله نزد آن حضرت نشسته بود كه مردى يهودى وارد شد. هگام ورود به جاى «سلام عليكم» گفت: «السام عليكم» ؛ يعنى «مرگ بر شما» .
طولى نكشيد كه يهودى ديگرى وارد شد، او هم به جاى «سلام» گفت: «السام عليكم» معلوم بود كه اين ماجرا بر حسب تصادف نيست، بلكه نقشهاى است كه با زبان، پيامبر را آزار دهند. عايشه سخت خشمگين شد و فرياد برآورد: «مرگ بر خود شما و. . .»
پيامبر فرمود: عايشه! ناسزا مگو، ناسزا اگر مجسم گردد بدترين و زشتترين صورتها را دارد. نرمى و ملايمت و بردبارى روى هر چه گذاشته شود، آن را زيبا مىكند و زينت مىدهد و از روى هر چيزى برداشته شود از زيبايى آن مىكاهد؛ چرا عصبى و خشمگين شدى؟
عايشه گفت: اى فرستادۀ خدا، مگر نمىبينى كه اينها با كمال وقاحت و بىشرمى به جاى سلام چه مىگويند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چرا، من هم گفتم:
«عليكم» ؛ (برخود شما) ، همينقدر كافى بود» . 3ج) رفتار مسالمتآميز پيامبر صلى الله عليه و آله با مسيحيان
قرآن كريم، موضع مسيحيان را نرم و ملايم توصيف مىكند، در حالى كه موضع مشركان و يهود نسبت به مسلمانان خشن بود. آنجا كه مىفرمايد: