168اقامت به اتفاق اخوى و همسرش كه در اين سفر در يك كاروان بوديم، البته چند نفر از بستگان نيز در همين كاروان همراه ما بودند، به حرم رفتيم. نماز صبح را همانجا خوانديم. زيارت پيامبر گرامى اسلام و حضرت زهرا عليها السلام را انجام داديم و براى زيارت ائمۀ بزرگوار عازم بقيع 1شريف شديم. حج فرصتى است تا انسان رابطۀ خود را از تمام متعلقاتش قطع و تماماً متوجه حضورش در آن ساحت مقدس سازد. ظهر عازم حرم براى اقامۀ نماز جماعت شديم. از امروز قرار بر اين است ميان ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر جلسۀ سخنرانى، مناسك و احكام برگزار شود.
در جلسۀ امروز، كه دوشنبه بود، ذكر قاضى الحاجات 2را صد مرتبه گفتم و به ديگر همراهان نيز سفارش كردم.
سهشنبه 23/20/82
همراه برادرم عازم مسجدالنبى شديم.
ازدحام جميعت در يك ساعت مانده به اذان صبح بهقدرى بود كه جا بهسختى يافت مىشد. پس از نماز صبح، به زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و بانوى بزرگ اسلام، حضرت فاطمه عليها السلام رفتم و پس از خواندن نماز زيارت، عازم بقيع شدم. در طى مسير، صحنۀ جالبى توجهم را جلب كرد. در بينالحرمين (ميان حرم نبوى و بقيع) گروهى از زائران مالزيايى با لباس متحدالشكل سبز رنگ حضور داشتند كه روحانىشان برايشان سخنرانى مىكرد. او در سخنان خود از ائمه عليهم السلام نام مىبرد و از آنان تجليل مىكرد. در اين حال زائرى ايرانى كه احساس خوشحالى به او دست داده بود، بهسمت مبلغ ماليزيايى رفت و او را در آغوش گرفت و بوسيد و ماليزيايىهاى حاضر نيز ابراز احساسات كردند.
در آستانۀ ورودى بقيع، زيارت ائمه و در كنار قبور مطهّر امامان معصوم عليهم السلام زيارتنامه خواندم. به تازگى حفاظى نردهاى جلوى قبور ائمه گذاشتهاند تا ميان زائران و قبور مطهّر حايل شود؛ قبورى كه هشتاد سال پيش، گنبد و بارگاه داشت، اكنون توسط وهابيان 3تخريب شده است.
سر و صداى زياد مأموران، مزاحمتهايى را براى زائران بقيع ايجاد كرده است.
پس از خواندن نماز ظهر و عصر، فرصتى پيش آمد تا به نيابت هر يك از بستگان، دو ركعت نماز بخوانم. همچنين موفق شدم جزء دوم قرآن را، كه از ديروز آغاز كردهام، تلاوت كنم. جلسات آموزش احكام به وسيلۀ حجتالاسلام سروش