73و گروهى بر گردش به ستايش پروردگار تسبيح مىگويند و به آن ايمان آوردهاند و براى مؤمنان آمرزش مىخواهند - و مىگويند - اى پروردگار ما! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است، پس آنان را كه توبه كردهاند و به راه تو آمدهاند، بيامرز و از عذاب جهنم نگهدار. 1و در برخى آثار آمده است كه آن پيش از خلقت اين عالم آفريده شده است. 2بنابراين، چنان حقيقتى كه از جهت قدمت وجود، بر همۀ آفريدگان جهان مقدم است و از جهت گستردگى و وسعت، بر همۀ خلق احاطه دارد و از آنجا «رَبُّ الْعَرْشِ» تدبير امور خلق مىكند و ربوبيت حق صادر مىشود، چنين جايگاه با عظمتى در عالم هستى چگونه نام و اسمى از حق آن را به اهتزاز در مىآورد و عرشيان را به وجد مىكشاند؟ !
معناى اهتزاز:
برخى از شارحان حديث گفتهاند، مقصود از «اهتزاز عرش خدا» به جنبش و حيرت در آمدن حاملان عرش و فرشتگان است و احتمال دادهاند كه معناى آن به اهتزاز در آمدن خودِ عرش باشد ولى از اينكه در اين «بند» از دعاى طواف، بعد از نامى كه خود عرش را به اهتزاز در مىآورد، از نامى ياد مىكند كه گوياى اهتزاز فرشتگان است، روشن مىشود كه خودِ عرش نيز به جنبش در مىآيد و گرنه جملۀ بعد از آن، تكرار جملۀ اول خواهد بود (كه در جمله اول، مقصود از «اهتزاز عرش» ، به جنبش در آمدن فرشتگان و جمله بعد هم كه تصريح دارد، به جنبش در آمدن خودِ فرشتگان است) و در دعاهاى ديگر نيز، هم به اهتزاز عرش و هم اهتزاز فرشتگان تصريح شده است. 3آنچه عرش را به اهتزاز در مىآورد:
چون تدبير و تقدير امور اين عالم، كه از ناحيۀ «رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» است و اوست پروردگار شما كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد و سپس به عرش پرداخت و ترتيب كارها از روى تدبير بداد. 4و عرش كه وراى اين عالم محدود و مادى است و محيط بر آن است، طبق آيۀ كريمۀ: . . . إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ. . ؛ 5«سخن خوش و پاك، به سوى او بالا مىرود و كردار نيك است كه آن را بالا مىبرد. . .» چون حقايق امور اين عالم از آنجا تدبير مىشود، روشن است امور اين عالم كه بالا مىرود بازتابى دارد و اذكار پاك و اعمال صالح بندگان زمينى و فرشى را نزد عرش و عرشيان جلوه و ظهورى است كه از مشاهدۀ