63به سخن ديگر، اگر خداوند توانگران را به جهت استطاعت مالى به سوى خانۀ خود خوانده است، فقرا را به سوى خود دعوت كرده است. دربارۀ عبداللّٰه مبارك نقل است كه:
«يك بار در باديه مىرفت و بر اشترى نشسته بود و به درويشى رسيد وگفت: اى درويش، ما توانگرانيم، ما را خواندهاند، شما كجا مىرويد كه طُفَيليد. درويش گفت: ميزبان چون كريم بود، طفيلى را بهتر دارد. اگر شما را به خانۀ خويش خواند ما را به خود خواند.
عبداللّٰه گفت: از ما توانگران وام خواست. درويش گفت: اگر از شما وام خواست براى ما خواست. عبداللّٰه شرم زده شد و گفت: راست مىگويى.» 1عرفا ربّ البيت را مىطلبند نه بيت را. دربارۀ رابعه نقل است كه:
«وقتى ديگر به مكه مىرفت، در ميان راه كعبه را ديد كه به استقبال او آمد، رابعه گفت: مرا ربّ البيت مىبايد، بيت چه كنم؟ ! استقبال مرا از من تقرّب إليّ شبراً تقرّبْتُ إلَيه ذراعاً مىبايد، كعبه را چه بينم؟ ! مرا استطاعت كعبه نيست، به جمال كعبه چه شادى نمايم؟» 2نزد عرفا، «در حق گم شدن» ، مهمتر از «خانه ديدن» است. در ذكر حال بايزيد بسطامى آمده است كه:
«شيخ گفت: اول بار كه به خانه رفتم، خانه ديدم، دوم بار كه به خانه رفتم خداوند خانه ديدم، سوم بار نه خانه ديدم و نه خداوند خانه؛ يعنى در حق گم شدم كه هيچ نمىدانستم كه اگر مىديدم حق مىديدم.» 3عرفا مىگويند هركس براى خود قبلهاى دارد و قبلۀ جوانمردان و اهل دل خداست. از ابوالحسن خرقانى نقل است كه گفت:
«قبله پنج است؛ كعبه است كه قبلۀ مؤمنان است و ديگر بيت المقدس كه قبلۀ پيغامبران و امّتان گذشته بوده است و بيت المعمور به آسمان كه آنجا مجمع ملائكه است و چهارم عرش كه قبلۀ دعا است و جوانمردان را قبله خداست؛ . . . فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ. . . 4. 5مطالب فوق در متن زير نيز تأكيد شده است: