48
استفاده نكردن از خدمات رفاهى پادشاهان در حج
عرفا از خدمات عمومى و امكانات رفاهى پادشاهان جهت آسايش حجاج بيتاللّٰهالحرام نيز استفاده نمىكردند. دربارۀ ابراهيم ادهم چنين آمده:
«نقل است كه چندين حج پياده بكرد، از چاه زمزم آب برنكشيد. گفت زيرا كه دلو و رسنِ آن از مال سلطان خريده بودند!» 1نقل است كه (ابراهيم ادهم) چندين حج پياده بكرد، از چاه زمزم آب برنكشيد. گفت: زيرا كه دلو و رسنِ آن از مال سلطان خريده بودند!
آنان حتى از ميوهاى كه زمين آن متعلق به لشكريان و اطرافيان سلاطين بود بهره نمىبردند. در بارۀ ابراهيم ادهم آوردهاند:
«گفت: از ميوۀ مكه چهل سال است تا نخوردهام و اگر نه، در حال نزع بودمى، خبر نكردمى و از بهر آن نخورد كه لشكريان بعضى از آن زمينهاى مكه خريده بودند.» 2همراهى با خانواده
در گذشته، سفرهايى مانند جهاد و حج. چون پرخطر و طولانى بود، عرفا يا خانوادۀ خود را همراه مىبردند و يا اگر تنهايشان مىگذاشتند به او پيشنهاد طلاق و رهايى مىدادند تا در غياب آنها هر تصميمى كه مىخواهند بگيرند و بدين وسيله حقشان ضايع نشود. عطار در شرح حال فضيل عياض آورده است:
«زن را گفت: اى زن، من قصد خانۀ خدا دارم اگر خواهى تا پاى تو گشاده كنم. زن گفت:
من هرگز از تو جدا نروم و هرجا كه تو باشى با تو باشم. پس برفتند تا به مكه رسيدند، حق تعالى راه بر ايشان آسان گردانيد و آنجا مجاور گشت.» 3دعا
دعا سخن عاشقانۀ بنده با خداست. حرف دل آفريده با آفريدگار است. بيانى بىآداب و ترتيب و برآمده از دلِ تنگ و راز و نياز صميمانۀ نيازمند با بىنياز است و اگر اين رابطۀ