24أَصْوَاتِهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَحُجُّ فِي عَامِهِ هَذَا. . .» . 1ظاهراً روايت منافاتى با روايات پيشين ندارد و به اين صورت قابل جمع است كه بگوييم:
خطاب آيه متوجه حضرت ابراهيم است، ليكن با نزول آيه، وجوب حج در اسلام تشريع شد؛ ازاينرو حضرت تصميم به حج گرفت. بايد گفت اين در صورتى صحيح است كه بگوييم حج تا سال دهم هجرت تشريع نشده باشد و حالآنكه مسلمانان درسال نهم هجرت، همراه نمايندۀ رسمى پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى على عليه السلام مراسم با شكوه حج را انجام دادند. مگر اينكه گفته شود اين آيه مربوط به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است، همانگونهكه ظاهر شأن نزول هم همين است. به علاوه در روايت حلبى تصريح شده كه آيه خطاب به حضرت ابراهيم عليه السلام است و آن حضرت هم نداى عمومى داد. به خلاف شأن نزول، كه فقط دلالت دارد اين آيه بر پيامبر نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله هم به مؤذن فرمان داد كه اعلان كند رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله به حج مىرود، چنين نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور شد نداى عمومى براى تشريع حج بدهد. ممكن است كه خطاب آيه در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام متوجه او بود و در زمان اسلام متوجه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله شده است.
برداشت از آيه
1. از تعبير «يَأْتُوكَ» و «يَأْتِينَ» برداشت مىشود كه خداوند به ابراهيم عليه السلام وعدۀ اجابت او را داد، كه مردم از راه دور و نزديك، پياده و سواره دعوت تو را اجابت نموده، به طرف كعبه حركت خواهند كرد و اين دو جمله جواب امر است؛ يعنى «أذّن فيهم و إن تؤذن فيهم يأتوك. . .» و «يأتين» يعنى از تو اعلان و از مردم حضور به هم رساندن، به هر نحو ممكن.
شايد اين وعده پاسخ دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام باشد كه عرض كرد: فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ . 22. از تعبير قرآن به «يَأْتُوكَ» استفاده مىشود كه مقصود آمدن نزد ابراهيم و رسيدن به نكاتى كه ابراهيم رسيده و ديدن امورى كه آن حضرت مشاهده كرده است، نه اينكه مراد انجام ظاهرى اعمال حج باشد؛ چونكه تعبير قرآن، عمل به مناسك حج نيست، بلكه «يَأْتُوكَ» است.
3. شايد از تقدّم «رِجٰالاً» بر «ضٰامِرٍ» فهميده شود كه پياده فضليت بر سواره دارد. مؤيد اين وجه، رواياتى است كه در فضيلت پياده رفتن نقل شده است؛ چنانكه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: