152
جز خدا، به هيچ كس متّكى نبودم
محمود مروج
مقدمه
زندگى هر كسى همراه با خاطره است، خاطرههاى تلخ و شيرين؛ خاطرات تلخ، در گذشته محبوس گرديده و شيرينى گذر از سختىها را تداعى مىكند و خاطرات شيرين بر فضاى ذهنى انسانها سايه افكنده و اميدوارى را رونق مىبخشد.
خاطرات سفر حج، از جهتى با خاطرات ديگر همانند است و از سويى متفاوت.
اعمال و مناسك حج چونان كلاس درسى است به وسعت آن سرزمين مبارك كه سطح كلاس و آموزههاى آن، بر همه يكسان است و هركسى در آنجا، فارغ از هر جنس و نژاد، علم و تحصيل، ملك و سرمايه، موقعيت و مقام و هرگونه استعداد و توانايى، به دنبال درك و فهم راز آفرينش و اثبات بندگى و تجديد حيات شكوفههاى ايمان و باورهاى دينى خويش است.
خداوند سبحان را شاكرم كه توفيق درك حج و زيارت خانۀ خود و حرم پيامبر و بقيع را بر اين بندۀ بى مقدارش ارزانى داشت و اگر چه نتوانستم از آن فرصت خدادادى بهرۀ زيادى ببرم اما مىكوشم با ذكر خاطرات گذشته، روزنهاى براى فهم و درك حقايق شگفتانگيز هستى بيابم و با يادآورى نعمتهاى الهى، بيش از پيش شكرگزار آستان حضرت دوست شوم: