46ما فعلاً نگاهى به كتاب خدا مىافكنيم و از او راهنمايى مىخواهيم كه در دو مورد از تبرّك به آثار پيامبران و صالحان سخن مىگويد:
1. تبرّك به پيراهن يوسف
پس از مدت زمانى، كه فراق يوسف بر ديدگان يعقوب اثر نهاد؛ يوسف پيراهن خود را فرستاد تا پدر به چشمش افكند و بدينوسيله بينايى خود را بازيابد. قرآن دنبالۀ جريان را چنين نقل مىكند:
فَلَمّٰا أَنْ جٰاءَ الْبَشِيرُ أَلْقٰاهُ عَلىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً. . . . 1«آنگاه كه بشير به كنعان آمد و پيراهن يوسف را بر صورت پدر (يعقوب) افكند، او بينايى خود را بازيافت.»
اين آيه حاكى است تبرّك، گذشته از آنكه نشانى است از محبّت و علاقۀ به صاحب اثر، تأثير خاصّى نيز بر جاى مىگذارد؛ يعنى همان خدايى كه غم و غصّه را مايۀ نابينايى قرار داده، همان خدا تبرّك به پيراهن يوسف را در وضعيتى خاص، وسيلهاى مىكند براى بينايى.
مفسّران و مورّخان مىنويسند:
تابوت موسى كه در آن عصا، نعلين و آثار ديگرى از آن حضرت و برادرش بود، پيوسته مايۀ پيروزى بنىاسرائيل بر دشمنان مىشد؛ يعنى در نبرد با مخالفان، صندوق را به ميدان نبرد مىبردند و به آن تبرك جسته و بر دشمن چيره مىشدند، ولى آنگاه كه صندوق به علّتى سرقت شد، مدت زمانى پس از آن، پيامبرشان به آنان گفت: خدا طالوت را به عنوان فرماندۀ قوا براى شما معرفى كرده تا با رهبرى و فرمان او، با دشمنان جهاد كنيد و در ضمن افزود: نشانۀ برگزيدگى او از طرف خدا اين است كه صندوق دزديده شده در اثناى جنگ را باز مىگرداند؛ صندوقى كه در آن مايۀ آرامش از طرف پروردگار براى شماست و در احترام