79ساسى، رينان و لين مطرح شده، رسمى سازيم. از بنيانگذاران اين فرهنگ و برادران خلف شرقشناسى گذشته هستند. رينان و لين 1خاور شناسى را در مسيرى علمى و عقلانى جديد قرار دادند. نتايج اين پژوهش نه تنها در كتابهايشان بلكه در افكار و عقايدى كه مىتوان آن را به صورت عمومى مورد استفاده قرار داد، آشكار است. هركس مايل باشد مىتواند با تكيه بر آنها مستشرق شود. آنها دستاوردهاى عظيمى در خاورشناسى داشتند؛ بهگونهاى كه تدوين اصطلاحات علمى در اين زمينه را ممكن و ابهامات موجود را برطرف ساختند و شيوۀ خاص و نوينى براى معرفى شرق بنيان نهادند، تا آنجا كه شخصيت و اقدامات اين خاورشناسان، مرجع اصلى شرق شناسى شد.
خاورشناسانى كه برنامههاى منسجم و هماهنگى با اين مراجع داشتند، بهطور قانونى اجازۀ فعاليت يافتند. با حضور بيركهارت نوعى فرهنگ شرق شناسى شكل گرفت كه تاكنون با نام او همراه است. بنابراين، كسانى كه در صدد بهرهبردارى از اين فرهنگ بودند، به تشكيل محافل علمى و تحقيقاتى در مورد اين افكار و آرا پرداختند و هدف آنان اين بود كه مىخواستند گروهى را كه داراى فرهنگ و انگيزۀ يكسانى بودند، تربيت كنند و در داخل از آنان به عنوان گروههاى تحقيقاتى استفاده برده و در خارج از كشورها نيز مطامع و آرمانهاى كشورهايشان را توسط آنان تأمين كنند. با تكيه براين اصل بود كه اروپا در قرن هفدهم نفوذ و تسلط خود را بر شرق افزايش داد.
بهگونهاى كه لفظ شرق شناسى در فرهنگ عمومى مردم راه يافت. 2اگر بخواهيم به بررسى دقيق شرق شناسى و چگونگى نفوذ غرب بر شرق و تسلط و سيطره بر آن بپردازيم، به مهرههاى معدودى برمىخوريم؛ از جمله، مورخانى مانند ميشليه، رانكه، توكفيل و بيركهارت كه شرح مفصلى از اين علم را مانند پارچهاى كه به روش خاص بافته شود، بيان كردند.
مسألهاى كه به تحقيق مىتوان گفت اينكه مستشرقان براى صدها سال تاريخ، شخصيتها و سرنوشت شرق را تدوين كردند. مستشرقين درطول دو قرن نوزده و