83ب: گونۀ ديگر از استدلال به آيۀ شريفه، برداشتن ويژگى، از مسجدالحرام است. به اين معنى كه آنچه مشركان را از ورود به مسجدالحرام باز مىدارد، مسجد بودن آن است.
جايگاه والا و بالاى خانه خداست كه مشرك نمىتواند در آن وارد شود. اين نقطۀ مشتركى است ميان مسجدالحرام و ديگر مسجدها. همين نقطۀ مشترك سبب مشترك بودن آنها در حكم ناروايى ورود شده است.
شيخ محمد حسن نجفى مىنويسد:
«مضافاً إلى مايستفاد من التفريع في الآية المفيد للاشتراك بينه و بين غيره من المساجد أيضاً خصوصاً مسجد النبيّ صلى الله عليه و آله و غيره من المساجد ضرورة اعتبار التعظيم فيها اجمع» . 1«افزون بر اين، از تفريع (نرفتن به مسجد را بر ناپاكى) در آيه، مىتوان نقطه اشتراكىرا ميان مسجدالحرام وديكر مسجدها استفادهكرد، بويژه مسجدالنبى، چرا كه بزرگداشت همۀ مسجدها ضرورى است.»
بايستگى بزرگداشت مسجدها، نقطه اشتراكى است كه كافران را از ورود به مسجدها باز مىدارد. علاّمه نيز بر همين نكته تكيه كرده است:
«لأنّه مسجد فلا يجوز لهم الدخول كالحرم» . 2در مسجد بودن، بين مسجدالحرام و ديگر مساجد، فرقى نيست و بايد در حكم ناروايى نيز يكسان باشند.
همين سخن را شيخ محمد جواد مغنيه، با بيان ديگرى تقرير مىكند. وى پس از طرح اين پرسش كه: «آيا اين جملۀ آيۀ . . . فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ. . . دليل درستىِ ديدگاه شافعى نيست كه مىگويد ناروايى ورود، ويژۀ مسجدالحرام است؟» ، مىنويسد:
«الجواب انّ مجموع الآية يدلّ على العموم، لا على الخصوص؛ لأنّ المتبادر إلى الأذهان من الآية مجموعها إنّ علّة المنع من الدخول هي النجاسة و احترام المسجد عند اللّه و ليس من شك انّ كلّ مسجد هو محترم عنداللّٰه لأنّه منسوب اليه جلّت عظمته» . 3