133(متمم) ، پس از مراجعت از حج سال 1340 كه در آن سفر ميهمان اخوان شربت زادگان معروف به شربت اوغلى بوديم، ايامِ با محنت و سرور، با سرّاء و ضرّاء گذشت تا موقع افسردگىها و هجوم بلاها رسيد، در موسم 1342 \1382.
پس از فروردين، كه حادثۀ سوء قم پيش آمد و هجوم اشرار به حوزۀ قم (صانهااللّٰه) ما را داغدار و مصيبت زده نموده بود، در كنج كتابخانه عزادار و مستغرق در لجّۀ افكار بوده، خود را به مطالعات مباحث علمى براى فكر علاج غرق مىكردم.
شوراى عالى حج در آن حين از من اين طرح را خواست كه آب از سر گذشته بود و من در مبارزۀ محنت شكست خورده، سيلِ محنت مرا زير گرفته بود ولى هنوز حادثۀ سوء كمرشكن 15 خرداد 1342 نرسيده بود، ميان دو موج هولناك و ظلمات متراكم آن روز پناهگاهى جز حرم پيغمبر صلى الله عليه و آله و شكايت به پيشگاه والاى اقدس اطهر او صلى الله عليه و آله نديدم كه به قصد حج و زيارت حرمين شريفين التجاء به پيشگاه پيغمبر اكرم ملجأ و پناهگاه عالم صلى الله عليه و آله ببرم، چارهاى نبود.
اميرالمؤمنين عليه السلام كه خود كوه ثابتى بود مىفرمود:
در جنگها، در موقع طغيان خطرها و هجوم شدايد، همه به من پناه مىآوردند و من به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله پناه مىبردم.
من هم ديدم اقتدا به امام عليه السلام بكنم و به خود امام عليه السلام هم بنگرم كه حتى در موقع محنت و سطوت از پا در نمىآمد هر چند امواج محنت خروشان بود باز محنت او را زير نمىگرفت تا از وظيفۀ هدايت باز ايستد و در موقع سطوت هم سطوت مقدره او را از وظيفه باز نمىداشت.
نظير قطب نما و قبله نما كه به هر حال قبله را نشان مىدهند و اگر فشارى هم از بيرون بر آنها وارد شود باز بعد از نوسانِ مختصرى، همينكه به حال عادى و به اختيار خود برمىگردند باز به وظيفۀ خود عودت مىكنند و قبله يا قطب را نشان مىدهند.
اميرالمؤمنين على عليه السلام مىفرمود:
ما قطب فلك (يعنى سپهر و فلك الاجتماع) هستيم (نحن ناشئة القطب و أعلام الفلك) . 1با خود گفتم اكنون كه دادخواهى نيست كه محكمۀ عادلانۀ عاجلانهاى تشكيل دهد