192
صحابه و تبرك به آثار پيامبر صلى الله عليه و آله
محمّدتقى رهبر
سخن از توسل و تبرك و مشروعيت آن، مطلبى است كه از ديدگاه عقل و شرع، بايد از بديهيات شمرده شود؛ زيرا نه عقل مانع از آن است كه انسانِ مؤمن، با اعتقادِ خالص به توحيد خداوند، به مقدّسات اين عالم تبرّك جويد و به آنها احترامبگذارد و يا آنها را وسيلۀ تقرّب الهى قرار دهد و نه در ميان ادلّۀ شرعى و نصوص قرآنى و روايى مىتوان دليلى يافت كه مشروعيت تبرك و توسل را زير سؤال ببرد. افزون بر اين، شواهد و دلايل بسيارى در كتاب و سنت وجود دارد كه به تبرك و توسّل توصيه كرده و آن را وسيلۀ قرب به خداوند قرار داده است.
آيۀ كريمۀ: . . . وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ. . . . 1با صراحت، دستور مىدهد كه بندگان پرهيزكار، براى راهيابى به مقام قربِ ربوبى، از وسيلهاى استفاده كنند.
«وسيله» ، بهگونۀ مطلق ذكر شده و شامل هر شخص و هر چيز و هر عملى است كه بتواند انسان را به خداوند نزديك كند و كدامين وسيله برتر از اوليا و انبيا و امامان عليهم السلام؟ ! كه اينان رابطۀ فيض ميان خدا و خلقاند.
قرآن كريم آنجا كه از يوسف صديق عليه السلام سخن مىگويد، تصريح دارد كه يوسف پيراهن خود را براى پدرش يعقوب، كه از فراق فرزند نابينا شده بود، فرستاد و گفت: آن را بر ديدگان وى نهند تا بينايى خود را بازيابد؛ اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هٰذٰا فَأَلْقُوهُ عَلىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً. . . 2
در برابر اين بيان صريح قرآنى، كسى را چه رسد كه بگويد: اين منافى با