111تقريباً همۀ اينها سوار شتر بودند.
حدود هزار شتر براى حمل آب و خيمهها و چوب براى برافروختن آتش و حمل كاه و علف، براى شتران رؤسايشان، همراهشان بود. در بخش آخر اين نيروها، گروهى از سپاهيان بودندكه پرچمهايى به رنگهاى مختلف، بر روى نيزههايشان حمل مىكردند و او به حق نتيجه مىگيرد كه پس از ديدار نخست و ديدار اين انبوه مردان مسلّح برهنه كه از هيچگونه تمدّن و يا زندگى اجتماعى برخوردار نبودند و به زبانى وحشى سخن مىگفتند، اين ديدار موجب اندوه و ترس مىگشت، با همۀ اينها، برخى صفات و خصلتهاى ارزنده در ميان آنها به چشم مىخورد و آنها دزدى نمىكردند و با زور و حيلهگرى دست به غارت و چپاول نمىزدند، مگر آنگاه كه يقين داشتند بر آن چه دست مىيابند، متعلق به دشمنان يا كفار است! آنها قيمت هر چيزى را كه خريدارى مىكردند، يا فرد هر خدمتى را كه برايشان انجام مىشد، از اموال و دارايىهاى مخصوص به خود مىپرداختند، از پيشوايانشان اطاعتى كوركورانه داشتند و انواع رنج و بدبختى را تحمل مىكردند و تا دورترين آبادانى نيز از بزرگان خود پيروى مىكردند.» 1علىرغم چنين برخوردهايى، على بك هرگز سرگردانى و تحيّر خود را فراموش نمىكند؛ زيرا اهالى مكه و بقيۀ حاجىها با برخى از نظريات مثبت او، نسبت به اين تازه واردان موافق نبودند، اما او با اين حال ذكر مىكند كه وهابىها همۀ مساجد را كه مخصوص ياد و نام رسولخدا صلى الله عليه و آله و اهل بيتش بود، زير و رو و ويران ساختند.
و سعود، حتى قبور دوستان خدا و اصحاب شايستۀ رسول صلى الله عليه و آله و قهرمانان اسلام را كه مورد احترام مردم بودند و حتى كاخ سلطان شريف را نيز خراب كرد و از اين بناها و آثار جز ويرانههاو تپههايى، باقى نگذاشت، 2اما در مدينۀ منوره، على بك دريافت كه همۀ زينتهاى داخل مرقد پيامبر صلى الله عليه و آله غارت و نابود شد. در خلال شمارى از حملات سنگين به بار آمد، تا اينكه هيچ چيز از ذخائر زيبا باقى نماند. 3اما در امور دينى، تمام رسوم و برنامههاى كهن لغو شد، همان رسومى كه حاجيان، نسلى پس از نسلى، با اخلاص و نثار جان نسبت به آنها مقيد بودند.