89
امام باقر عليه السلام در كنار ملتزم
حَبابۀ والبيّه گويد: مردى را در مكه به هنگام عصر در كنار ملتزم (يا در فاصلۀ ميان درِ كعبه و حجرالأسود) بر فراز قسمت بلندى از زمين ديدم كه ميان خويش را با عمامه بسته (آنچنان شكوهمند) كه مىپنداشتى خورشيدى است بر فراز كوهها و يا تاجى بر تارك مردان (حاضر در آنجا) ، دست و ديده به آسمان گشوده و بهدعا و نيايش پرداخته بود، سپس مردم بهسويش شتافتند و حل مسائل پيچيدۀ علمى و مسائل مشكل خود را از او مىپرسيدند و او تا به هزار سؤال آنان پاسخ نگفت، از آنجا نرفت، سپس برخاست وآهنگ رفتن كرد. ابوبصير مىگويد: شخصى باصداى رسابانگ برداشت كه:
«أَلاٰ إنَّ هٰذٰا بٰاقِر عِلْم الرّسل، وَ هٰذٰا مُبين السُّبُل، هذا خير من رسخ في أصلاب أصحاب السفينة، هذا ابن فاطمة الغراء العذراء الزهراء، هذا بقيّة اللّٰه في أرضه، هذا ناموس الدّهر، هذا ابن محمّد و خديجة و علي و فاطمة، هذا منار الدين القائمة» . 1
«بدانيد كه اين مرد شكافندۀ (مشكلات) علوم پيامبران، روشنگر راهها (ى رستگارى) ، بهترين زادۀ سكانداران كشتى نجات، فرزند فاطمه، حجّت باقىماندۀ الهى در زمين، مخزن و محرم اسرار خدا، پور حضرت محمد، خديجه، على و فاطمه (صلوات اللّٰه عليهم اجمعين) ، مشعل ماندگار هدايت دين است.»
امام كاظم عليه السلام در كنار ملتزم
سعدان بن مسلم مىگويد: حضرت ابوالحسن (امام كاظم عليه السلام) را ديدم كه در آخرين دور هفتم طوافش، دستش را گشوده و التزام كرده بود. 2امام هادى عليه السلام در كنار ملتزم
على بن مهزيار مىگويد: ابوجعفر ثانى (امام هادى عليه السلام) در سال 225 هجرى ديدم كه هنگام بالا آمدن خورشيد، به طواف وداع پرداخته بود. . .
«ثُمَّ خَرَجَ إِلَى دُبُرِ الْكَعْبَةِ إِلَى الْمُلْتَزَمِ فَالْتَزَمَ الْبَيْتَ وَ كَشَفَ الثَّوْبَ عَنْ بَطْنِهِ ثُمَّ وَقَفَ عَلَيْهِ طَوِيلاً يَدْعُو ثُمَّ خَرَجَ مِنْ بَابِ الْحَنَّاطِينَ وَ تَوَجَّهَ قَالَ فَرَأَيْتُهُ فِي