58اگر ايران اين ثروت را خود به دست بياورد، قادر خواهد بود با اجراى طرحهاى آبيارى و ايجاد كارخانهها، فقر و بدبختى را در ايران ريشه كن سازد. . . .
حضرت آيتاللّٰه كاشانى در لبنان با نخست وزير وقتِ آن كشور، آقاى سامىالصلح و تنى چند از رجال سياسى و مذهبى ملاقات كردند» . 1آقاى حاج محمد على سيگارى در ادامه خاطرات خود مىافزايد:
«. . . وقتى به بيروت رسيديم، مشاهده شد كه حدود هفتصد نفر حاجى در هواى گرمِ بيروت منتظر رفتن به حج هستند، ليكن هواپيما براى رفتن به جده وجود ندارد و آن تعداد هواپيمايى هم كه داشتند جا نداشت و تكميل بود.
فرودگاه بيروت نيز در آن زمان امكانات خوبى نداشت؛ شيروانىهايى بود كه در زير آن حدود 700 حاجى به سر مىبردند و از تشنگى و هواى گرم در رنج بودند. در بين آنها مرحوم حاج محمود شربت اوغلى، كارواندار معروف نيز بود، وى نزد ما آمد و گفت:
از حضرت آيتاللّٰه كاشانى بخواهيد ما را كمك كنند و از اينها بخواهند وسيلهاى براى رفتن اين عده به حج فراهم كنند.
قرار شد پس از رفتن به محلّ اقامت، موضوع را به آقاى كاشانى منتقل كنيم.
ما را از فرودگاه به هتلى در بيروت منتقل كردند، سفير وقت آمريكا در بيروت به دليل اينكه مرحوم كاشانى رييس مجلس بود، اجازه گرفته، به ملاقات ايشان آمد، در اين ملاقات، پس از خاتمه يافتن سخنان طرفين، مرحوم كاشانى به او فرمود:
تعدادى از حاجيان ما در بيروت ماندهاند و شما كه هواپيماهاى زيادى داريد، تعدادى از آنها را به ما اجاره بدهيد تا حجاج را به جده منتقل كنيم.
سفير گفت: اجازه بدهيد سؤال كنم سپس به شما جواب خواهم داد.
وقتى او رفت، مرحوم كاشانى به اطرافيان فرمود:
تا يك حاجى در اينجا باشد من به حج نخواهم رفت و انصافاً اين كار را هم كرد.
فرداى آن روز سفير آمريكا پيغام فرستاد كه با اعزام آنان موافقت شده و به ما نيز دستور دادهاند آنها را مجانى به جده ببريم. 2اين خبر موجى از خوشحالى در حاجيان به وجود آورد و بحمداللّٰه همۀ آنها به حج مشرّف شدند.