55
متن پيام به اين شرح است:
بسم اللّٰه الرحمن الرحيم
پس از سلام به برادران عزيزم، حال كه خداوند متعال چنين توفيقى عنايت فرموده است، لازم مىدانم كه در ضمن عرض توديع صميمانه، نكاتى چند را يادآور شوم:
پس از عنايت پروردگار، هميشه از محبّتهاى برادرانۀ شما، در راه مبارزات خداپسندانه برخوردار بوده و نيروى ايمان و مهر شما را تأييدى از جانب خداوند براى خود دانسته و مىدانم، و افتخارى را كه در يك عمر خدمتگزارى، با تحمّل مشقات و زحمات نصيب ايران و ملت مسلمان مىبينم، نيروى معنوى براى خود پنداشته و همين نيروى مقدس است كه اين ضعيف را، بدون احساس خستگى و يا نياز به فراغت و استراحت دلگرم داشته و همين احساسات پاك است كه مجال هرگونه رعايت ضروريات شخصيّه را از من دور داشته و اينك هم كه از دورى شما برادران عزيز بىنهايت متأسفم، باز مسرورم كه به دنبال هدف و مقصود خود، كه مسلّماً شما خواستار و مشتاق آن بوده و هستيد، مىروم.
من به خوبى مىدانم كه شما آرزومند يك اتّحاد واقعى و خللناپذير بين مسلمين جهان بوده و دير زمانى است دريافتهايد كه نخستين هدف سياست استعمار، ايجاد پراكندگى و نفاق بين مسلمانان، در اقطار جهان بوده است و از همين نفاق و شقاق لذّت بىپايان تاكنون بردهاند، ولى به عنايت خداى مهربان و هوشيارى و بيدارى شما كه از خدمتگزارانِ واقعى تشويق كرده و مىكنيد، من مىروم تا قدمى فراتر از آنچه در ايران عزيز مطالعه مىشود بردارم.
بر شما است كه در دقايق استجابت دعا، از خدا موفقيت مرا در اين امر مهم بخواهيد.
همانطورى كه در سفرِ پيش، خداى مهربان به اشك ديدگان من ترحّم فرمود و نجات ملت مسلمان ايران را از پنجۀ استعمار فراهم ساخت، يقين دارم كه در اين باره نيز به آه دلسوز شما و تضرّعات و استغاثههاى من توجه خواهد فرمود.
برادرانم! اگر هدف مقدسى در پيش نبود، هرگز تاب دل كندن از وطن و شما هموطنان را نداشتم، اما چه كنم كه نداى وظيفه مرا مأمور اين مسافرت مىكند و گرچه به سوگند نيازى نيست، ولى به خداى لايزال قسم كه در