83در عهد عباسبن عبدالمطلب در كنار چاه زمزم دو حوض آماده كرده بودند كه از يكى مىنوشيدند و از ديگرى وضو مىگرفتند. اين حوضها را با دلو پر مىكردند تا زائران استفاده نمايند.
وى از قول عطا آورده كه: «در عهد نخستين، دو حوض در كنار زمزم بود:
يكى به طرف ركن (حجرالأسود) كه از آن آب مىنوشيدند و ديگرى پشت آن به طرف صفا كه از آن وضو مىساختند و شخصى كه لب چاه مىايستاد و با دلو آب مىكشيد، يك دلو در حوض نوشيدنى مىريخت و دلو ديگر در حوض وضو و شستشو.»
او همچنين مىنويسد: عباس بن عبدالمطلب در مسجدالحرام اطراف زمزم گشت مىزده و اين سخن را تكرار مىكرده:
«لا أُحِلُّهُ لِمُغْتَسِلْ وَهِيَ لِمُتَوَضِّئٍ وَشٰارِبٍ حلّ وبلّ» .
«غسلكردن در آنرا جايز نمىدانم امّا براى وضوگرفتن ونوشيدن حلال حلالاست!»
سفيان كه راوى حديث است مىگويد: مقصود عباس از غسل كردن داخل حوض رفتن و شست و شو كردن بوده و اين بدان جهت است كه مردى از بنىمخزوم را ديد جامه از تن برآورده و برهنه ايستاده و از آن حوض غسل مىكند. در اين حال عباس به شدّت عصبانى شد و گفت: حلال نمىدانم براى كسى كه بخواهد با آن غسل كند - يعنى در مسجد - امّا براى كسى كه بنوشد و يا وضو بگيرد حلال حلال است. 1از فقه ابن عباس نيز نقل شده كه تطهير و غسل در درون مسجد را جايز نمىدانسته امّا وضو و شست و شو را اجازه مىداده و همان سخن پدرش عباس را تكرار مىكرده است. 2با توجّه به اين ملاحظات است كه برخى از مورّخان و محدّثان و فقيهان عامّه، مسألۀ طهارت نمودن به آب زمزم را از منظر فقهى مورد گفتگو قرار داده و نظرياتى ابراز داشتهاند كه اساس فقهى جز نوعى «استحسان» ندارد.
به نقل فاسى در شفاء الغرام، برخى دعواى اجماع كردهاند كه تطهير با آن مانعى ندارد امّا ازالۀ نجاست واستنجاء - با وجود آب ديگر - را مورد اشكال دانسته و به خوددارى از آن تأكيد ورزيدهاند. و برخى آن را حرام دانستهاند.