64شهر در كنار حرم حضرت حمزه عليه السلام است و اين اجتماع همه ساله از اول تا نيمۀ ماه رجب با حضور زن و مرد تشكيل مىگردد. در اين مراسم افزون بر مردم مدينه گروهى از اهالى مكّه و طائف و جدّه و رابغ و باديه نشينان كه همه ساله براى زيارت رجبيه در مدينه حاضر مىشوند - شركت مىكنند و در اين اجتماع قربانى هاى زيادى ذبح و به حاضرين اطعام و احسان مىشود. 1ابوسفيان و قبر حمزه عليه السلام
ابن ابىالحديد مىنويسد: در دوران خلافت عثمان، ابوسفيان از كنار قبر حضرت حمزه گذر مىكرد، وقتى چشمش به قبر افتاد با پايش به قبر كوبيد و خطاب به حضرت حمزه چنين گفت:
«يٰا أَبٰا عمٰارَة، إنّ الأمر الذي اجتلدنا عَلَيهِ بِالسَّيف أَمْسىٰ فِي يَدِ غِلْمٰانِنَا الْيَوْم يَتَلَعَّبُون بِهِ» 2
«اى ابا عماره، (سر از قبر بيرون آر و ببين) حكومتى كه ما بر سر آن با هم مىجنگيديم چگونه ملعبه و بازيچۀ جوانان ما گرديده است!»
و بدينگونه بار ديگر ابوسفيان كفر و نفاق خويش را نسبت به اسلام و كينه و عداوتش را نسبت به سيّد شهيدان آشكار مىساخت!
كرامت شهداى احد و شكست سياست معاويه
در سال چهل و نه هجرى و پس از گذشت چهل و شش سال از جنگ اُحد و در دوران رياست بلا منازع معاوية بن ابوسفيان، از طرف او دستور صادر شد كه در اُحد قناتى حفر و مجراى آن را در كنار و يا داخل قبور شهدا قرار دهند و با آماده شدن قنات، منادى در مدينه اعلان كرد:
افرادى كه در احد شهيد دارند براى در امان ماندن اجساد و قبور آنان از نفوذ و جريان آب، اين قبور را نبش و اجساد شهدا را به محلّ ديگر انتقال دهند و بر اساس اين دستور به نبش قبور شهدا اقدام گرديد.
از جمله قبر حمزه عليه السلام و عمرو بن جموح و عبداللّٰه پدر جابر شكافته شد، عمّال معاويه با تعجّب مشاهده كردند كه اين اجساد تر و تازه ماندهاند؛ به گونهاى كه گويى ديروز دفن گرديدهاند. حتّى لباسها و قطيفهها و علفهايى كه آنان را پوشش مىداد با همان وضع باقى است و