90برخى معتقدند عوامل جغرافيايى در اين امر مدخليت داشته است. ياقوت حموى دربارۀ زمزم مىنويسد: «سالها گذشت و بر اثر آمدن سيل و باران زمزم پوشيده شد و اثر از آن به جاى نماند.» 1به هر حال و چنانكه اشاره كرديم:
ناسپاسى ساكنان حرم را در اين امر دخيل دانستهاند، هرچند تاريخ دقيق اين اتفاقات را نمىتوان مشخص كرد. گويند يكى از جرهميان به نام «عمرو بن حارث بن مضاض بن عمرو جرهمى» افراد قبيلۀ خود را موعظه كرد و از ارتكاب ظلم و ستم در حرم برحذر داشت و از انتقام الهى ترسانيد و گفت: مكّه شهرى است كه ستمكاران را تحمل نمىكند. پس، از خدا بترسيد و حرمت او نگهداريد پيش از آنكه كسانى بيايند و شما را با ذلّت و حقارت از حرم بيرون كنند و آنگاه شما آرزو كنيد كه به طواف خانه بياييد و قادر نباشيد. با اين حال، آنان به هشدارهاى وى اعتنايى نكردند. از اين رو عمرو دو غزال طلايى كه در كعبه بود و شمشيرهاى نقره را كه جزو اموال كعبه بودند، شبانه برداشت و براى آنكه از دست نرود به طور مخفيانه در چاه زمزم پنهان كرد و از آن پس خداوند خزاعه را بر آنان مسلط كرد تا جرهم را از حرم بيرون راندند و توليت كعبه و حكومت مكّه را به دست گرفتند و اين جريان ادامه يافت و محلّ زمزم سالها همچنان ناشناخته ماند. 2برخى ديگر از مورّخان، جريان را به گونهاى ديگر نوشتهاند: آنها مىگويند:
يكى از سران مكّه به نام «مضاض بن عمرو جرهمى» در يكى از درگيرىها شكست خورد و احساس كرد كه دشمن به زودى وى را از مكّه بيرون خواهد راند، اينجا بود كه تصميم گرفت دشمن را از آبهاى استراتژيك مكّه محروم سازد، از اينرو اشياى قيمتى و عتيقه و طلاهاى كعبه را در چاه زمزم پنهان ساخت و روى آن را پوشانيد و آثار آن را محو كرد و در اين ميان عوامل طبيعى نيز به كمك وى شتافتند و رملهاى زيادى بر محل زمزم انباشته شد و هيچگونه اثرى از آن برجاى نماند. مضاض از آن پس به سوى يمن گريخت. 3اهالى مكّه با ناپديد شدن آثار زمزم، ناگزير شدند به دنبال منابع ديگرى از آب بروند، از اينرو چاههايى حفر كردند كه بيشتر آنها در حوالى مكّه بود. چه، منابع آب شهر مكّه به دليل نداشتن نهرها و