94
تبرّك و استشفا به زمزم (3)
در شمارههاى پيشين آورديم كه چشمۀ زمزم جوشيده از منبع فيض ربوبى است و به اين جهت بر آبهاى ديگر دنيا برترى دارد. چنانكه اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«مٰاءُ زَمْزَم خَيْر مٰاءٍ عَلىٰ وَجْهِ اْلأَرْض» 1
از اين رو تبرّك جستن و استشفا از آن، براى دردهاى جسمى و روحى، از سنّتهاى حسنهاى است كه از ديرباز مورد توجّه بوده و تجربه شده است. از برخى روايات تاريخى استفاده مىشود كه آثار و بركات زمزم، قبل از اسلام و در ميان ساير ملل نيز مورد توجّه و عنايت بوده است.
فاكهى در «اخبار مكّه» از مجاهد نقل كرده كه گفت:
«به سرزمين روم رفتيم، در آنجا راهبى بود كه در شب ما را منزل داد. او از ما پرسيد: آيا در ميان شما كسى هست كه از شهر مكّه آمده باشد؟ در پاسخش گفتم:
آرى. گفت: آيا مىدانى ميان زمزم و حجر چه مقدار فاصله است؟ گفتم: نمىدانم، مگر اينكه از روى حدس و تخمين بگويم.
گفت: امّا من مىدانم، آب زمزم از زير حجر جارى است و اگر نزد من يك تشت از آن آب باشد، دوستتر دارم تا اينكه تشتى پر از طلا داشته باشم.» 2فاكهى همچنين از قول يكى از اسراى مسلمان كه در سرزمين روم اسير شده بود نقل مىكند كه گفت: