191به تمام حاضران در غدير خم دستور داد كه پيام او را به ديگران برسانند.
در اين مقطع، اميرمؤمنان بهعنوان زمامدار مسلمين پس از درگذشت رسول خدا معرفى گرديد. از آنجا كه سرگذشت غدير، از رخدادهاى قطعىِ تاريخ اسلام است، بيش از اين بدان نمىپردازيم.
بنابراين، «تشيع» كه بهمعناى پيروى از على عليه السلام است، جزو اسلام است و از آن جدا نيست و درنتيجه، براى تشيع، تفسيرى جز پذيرفتن همۀ برنامههاى اسلام بهضميمۀ خلافت على عليه السلام، معناى ديگرى متصوّر نيست، از اين جهت مىگوييم: تشيع پيدايشى جدا از پيدايش اسلام ندارد و هردو در يك زمان متولد شدهاند.
و امّا چرا اين گروه را «شيعه» مىخوانند؟ بايد گفت كه اين نامگذارى مربوط به خود پيامبر صلى الله عليه و آله است. مفسّران مىنويسند: آنگاه كه آيۀ إنَّ الّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ البَريّة 1فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرده، فرمود: « أنت و شيعتك يومالقيامة راضين مرضيين » ؛ «تو و شيعيانت در روز رستاخيز خوشنود و مرضى ديگران خواهيد بود.» 2در تفسير اين آيه، روايات متعددى از پيامبر نقل شده و در همۀ آنها، لفظ «شيعه» بهكار رفته است، از اين جهت از زمان خود پيامبر گروهى بهنام «شيعۀ على» معروف بودند.
افزون بر اين، پيامبر صلى الله عليه و آله در موردى، جانشينان خود را بهعنوان «خلفاى اثناعشر» معرفى كرد و چنين فرمود:
«لا يزال هذا الدّين عزيزاً إلى اثني عشر خليفة. . . كلّهم من قريش» . 3
«اين دين بهوسيلۀ دوازده خليفه، گرامى و بلندمرتبه خواهد بود و همۀ آنان از قريش مىباشند.»
اين دوازده خليفه كه پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله مايۀ عزّت و رفعت اسلام بودند، چه كسانى هستند، آيا مىتوان خلفاى اموى و عباسى را مصداق اين حديث معرفى كرد؟ ! اين حديث جز بر دوازده امامِ شيعه كه مايۀ عزت اسلام بودهاند، بر كسى منطبق نيست.
از اين بيان نتيجه مىگيريم كه: اسلام و تشيع، دو روى يك سكهاند و هردو به يك حقيقت اشاره دارند. براى پيدايش شيعه، تاريخى جز تاريخ خودِ اسلام نمىتوان انديشيد و تشيّع از نقطهاى جوشيد كه اسلام از آنجا جوشيد و هيچ تقدم و تأخرى بر بيان آندو نيست،