170متعرض نشد. پس معلوم شد كه ضرايح و قباب عاليه مشاهد انبيا و اوصيا و امامان، و زيور و حلى و حلل آنها كه شعائريت دارد، لازم و تصرفش حرام است.
و از آن جمله كريمۀ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّه فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ 1است. حرام و حرمات چيزهايى است كه حق تعالى منع فرموده است. هتك و يا تعرض به آن را بر وجهى كه سزاوار نيست، تعظيماً واجلالاً وتكريماً لَه ولأمر اللّه ونهيه . مثل «مشعر الحرام» و «مسجد الحرام» و «بيت الحرام» و «بلد الحرام» و «اشهر الحرام» ، كه همۀ اينها به اعتبار وجوب رعايت تعظيم آنها و حرمت هتك آنها است. عقد احرام حج، التزام به تروك و اتيان به واجبات او است. و در حديث مروى به سند معتبر از حضرت باقر محمد بن على بن الحسين عليهما السلام است كه فرمود: «نحْن حُرُماتُ اللّه الأكْبر» . و در مروى از صدوق از حضرت صادق عليه السلام، فرمود: «ان لِلّٰه عزّوجلّ حُرُماتٍ ثلاث ليس مثلهنّ شيء: كتابُه وَهُو حِكمَتُهُ وَنُوره، وَبَيتُهُ الَّذِي جَعَلَهُ قبلَةً لِلنّاسِ، وَعترة نَبِيّكُمْ» الخبر. 2پس تفسير «حرمات اللّه» به خصوص مناسك حج، تفسير به رأى است و قرينه اتصال، زياده بر تعيين يكى از مصاديق آن را متكفل نيست.
و از آن جمله آيات است كريمۀ فِيهِ آيٰاتٌ [ بَيِّنٰات مَقٰامُ إبْرٰاهِيم ] ؛ 3وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إبْرٰاهِيمَ مُصلّىً 4به تقريب آنكه «آيت» به معنى علامت و آيات معرفات و شواهد الهيّه است، و چون قدمگاه خليل، به سبب نسبتش به خليل و آيت از پروردگار جليل بود، شريف و محترم و نمازگاه و مصلى گرديد. لاجرم بقاع اوصيا و خلفا و حجج الهيه، اعظم آيات و اشرف بيّنات است.
و از آن جمله است آيۀ [ سورۀ ] كهف:
قال الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً. 5در تفسير جلالين و كشاف است:
الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً يصلّى فيه المسلمين وَيَتبرّكون بِمَكٰانهم، وفعل ذلك على باب الكهف. 6
صريح است در اينكه قبور صالحين، محترم و معبد است و مسجديت دارد، پس در وجوب رفع و تعظيم آن شبهه نيست.
و از آن جمله؛ حديث طويلى است كه امام فخر رازى در تفسير كبير، ذيل آيۀ «مودّت» از زمخشرى در كشّاف از رسول