178
حَدْ و حكمت مدارا
(تأملى در خصائص نگرش فقهى حضرت امام خمينى دربارۀ «مدارا با عامه»)
سروش محلّاتى
مقدمه
تقيّه، از مسائل مهم فقه است كه ريشه در قرآن كريم 1دارد و عقل و خرد انسانى نيز حكمت و ضرورت آن را درك مىكند. يكى از اقسام تقيه، مداراكردن با فرقههاى اسلامى است كه «تقيه مداراتى» نام گرفته است.
بىشك، نوع رابطه مسلمانان با يكديگر و پيوندهايى كه امت اسلامى را به يكديگر نزديك مىكند متأثر از اين بحث است و به خصوص شيوۀ برخورد شيعيان با اهل سنت درهمين جا تبيين و ترسيم مىگردد.
متأسفانه اين مسأله كه به شهادت روايات فراوان در دوران 250 سالۀ امامت ائمه عليهم السلام يك موضوع مهم و جدى تلقى مىشده و پيوسته مورد توجه قرار داشته است، در اعصار بعد از دو جنبه جايگاه واقعى خود را در بحثهاى فقهى از دست داده و درنتيجه تأثير اجتماعى آن كاهش يافته است:
* يكى آنكه بسيارى از ابعاد و زواياى آن، مورد تأمل فقهى و بحث و تحقيق قرار نگرفته است؛ مثلاً صاحب جواهر در مسألۀ وقوف، تصريح مىكند كه:
«اين مسأله از مسائل ديگر بيشتر مورد نياز است كه اگر روز ترويه از نظر ما، برطبق حكم حاكم آنها «عرفه» اعلام شود، شيعه چه وظيفهاى دارد؟ ولى فقهاى شيعه، چيزى در اين باره مطرح نكردهاند!»